تبليغاتX
سفر به دیگری

اگرچه فوتبال را به عنوان تنها سرگرمی هیجانانگیز زندگیام دوست دارم و تقریبا تنها برنامه تلویزیون که نگاه میکنم، فوتبال است، اما با دنیای ستارههای فوتبال سر و کار ندارم و یادم نمیآید در تمام عمرم درباره زندگی و اخبار مرتبط با آنها کنجکاوی کرده باشم، ولی گاهی ستارهها مسائلی ایجاد میکنند که نکتههای قابل توجهی در بر دارند. این روزها علی کریمی خبرساز شده است و فکر میکنم بهتر است درباره این خبرها تأمل کنیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 9:19  توسط محمد فاضلی  | 

یکی از خوانندگان وبلاگ یادداشتی برای من نوشته و مصرانه خواسته بود تا درباره جامعهشناسی و کاربردهای آن توضیح بدهم. قبلا جسته و گریخته به این بحث پرداخته بودم، اما اصرار این خواننده باعث شد تا این روزها بیشتر به جامعهشناسی و کاربرد آن بیندیشم و حاصل آن متن زیر است که البته در حد حوصله یک پست وبلاگ خلاصه شده است. در ضمن برای اجتناب از طولانی شدن مطلب، آنرا در دو پست ارائه میکنم. امیدوارم در پست دوم به سؤالاتی که از خواندن پست اول ایجاد میشود، پاسخ دهم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 اردیبهشت1387ساعت 0:31  توسط محمد فاضلی  | 

یکی از آرزوهای من این است که درباره دوران دانشجویی خودم بنویسم. بالاخص درباره دوره دکتری و خاصه آنکه این چند ماه بعد از دفاعیه چنان اتفاقاتی رخ داده است که تصور میکنم اگر همه دکتریها با چنین وضعی روبهرو میشوند، پس قطعا نوشتن و تحقیق درباره زیست دانشجویی و وقایع بعد از آن میتواند بخشی از پاسخهای ممکن به پرسش از چرایی ناکارآمدی اهل علم و تولید اندک علمی در ایران را در بر داشته باشد. به هر حال، تصور میکنم باید درباره زندگی دانشجویی، تحقیق کیفی و عمیق انجام داد و پرسش درباره وضعیت امروز دانشگاههای ما را تا اندازهای از طریق تحقیق درباره احوالات زندگی دانشجویی دنبال کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 21 اردیبهشت1387ساعت 0:26  توسط محمد فاضلی  | 

شنیده بودم که سازمان تربیت بدنی بیانیه ای صادر کرده و حضور ورزشکاران در تبلیغات شبکه های ماهواره ای را ممنوع کرده است. در روزنامه ایران روز پنج شنبه مصاحبه ای با حسین رضازاده چاپ شده بود و تازه دریافتم که ماجرا مربوط به حضور او در تبلیغات یکی از بنگاه های معاملات ملکی در دوبی است. خلاصه استدلال خبرنگار آن بود که حضور رضازاده در این تبلیغ و درخواست وی از هموطنان ایرانی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 24 فروردین1387ساعت 9:5  توسط محمد فاضلی  | 

شاید نباید این خبر را الان بنویسم ولی نتوانستم ننویسم. با کمک یکی از دانشجویان دانشگاه مازندران که واقعا صادقانه کمک کرد و برای راه اندازی سایت دفتر انجمن جامعه شناسی در مازندران وقت گذاشت بالاخره سایت راه اندازی شد. همین امروز راه اندازه شده و هنوز کار دارد تا سایت غنی و پرباری بشود. ولی مطمئنم که خواهد شد.

http://www.isamz.ir

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 فروردین1387ساعت 22:37  توسط محمد فاضلی  | 

انجمن علمی-دانشجویی برنامه ریزی اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار می کند:
نخستین جشنواره دانشجویی وبلاگ نویسی با اندیشه به مسائل اجتماعی ایران
مهلت ثبت نام در سایت جشنواره:24 فروردین
جهت ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر از سایت www.sfblog.ir دیدن فرمایید.

 

مسئولین برگزاری این جشنواره خواسته اند تا مطلب فوق را لینک کنم. به درد همه دانشجوهای جامعه شناسی و انسانشناسی هم می خورد. وبلاگ نویسی درباره مسائل اجتماعی ایران می تواند موضوع جالبی باشد.

+ نوشته شده در  جمعه 16 فروردین1387ساعت 22:43  توسط محمد فاضلی  | 

مقدمه

چندی پیش محمدرضا کلاهی (نویسنده وبلاگ قیل و قال) مطلبی درباره جامعه ایران نوشته و آنرا جامعهای چانهزن خوانده بود. خلاصه کلام او این است که در جامعه ایران، آدمها درباره هر چیز چانه میزنند – از تعارف کردن تا هنگام خرید. در کامنتی برای او نوشتم که تبیین خاصی از چرایی چانهزن بودن جامعه ایران ارائه نمیکند. آنچه در ادامه مینویسم به نوعی دنبال گرفتن بحث او درباره جامعه چانهزن است و معتقدم که ریشه جامعه چانهزن یا وصفهای دیگر این جامعه را باید در فقدان اعتماد نهادینه شده در آن جست و میکوشم تا توضیحی برای فقدان اعتماد در این جامعه ارائه کنم و البته خوب میدانم که این فقط یکی از عوامل محتمل است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 فروردین1387ساعت 11:20  توسط محمد فاضلی  | 

«نظام شاهنشاهی کشور او کهنترین نظام شاهنشاهی در دنیا به شمار میرفت. دشمنان کجاندیش او گمان میداشتند که این نظام کهن با آغاز پادشاهی او به نقطه پایان رسیده و سرنگون خواهد شد. اما او با ارادهای آهنین به آنان ثابت کرد که سخت اشتباه میکنند. ... او میباید در برابر آزمندیها و سلطهجوییهای پرقدرتترین کشورهای جهان ایستادگی میکرد. ... گلولههای مرگآور آدمکشانی که اجیر شده بودند بارها به روی او آتش میشد و او به خواست خداوند از چنگال مرگ رهایی مییافت. ... میباید مبارزهای قهرمانی و سرسختانه را برای رهایی ملتش از زنجیرهای سنگین ارباب و رعیتی و بردگی پیروزمندانه به پایان میرسانید ... و او همانگونه که با ملت خود عهد کرده بود تا آن زمان که کشورش را از اسارت و فلاکت نجات نداد، اورنگ شاهنشاهی را بر سر ننهاد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 5 فروردین1387ساعت 13:34  توسط محمد فاضلی  | 

اولین نوشته جدی من پایاننامه کارشناسی ارشدم بود که به بحث ناکارآمدی جامعهشناسی در ایران میپرداخت. این روزها بحث درباره ناکارآمدی علوم اجتماعی و علوم انسانی بسیار پررونق شده و حتی کار به مباحثات مدیران سیاسی درباره این علوم کشیده است. بنابراین گریزی نیست از اینکه بازگردم و دوباره درباره این مسأله تأمل کنم. البته این دعوت از بقیه نیز هست. مهمتر اینکه تصور میکنم این فقط جامعهشناسی نیست که در معرض این اتهامات قرار دارد و تفکر در این راستا میتواند بخشی از پرسش درباره ناکارآمدی بقیه علوم نیز باشد. سعی میکنم به جای طرح کلی این مسأله به چند سوال مشخص بپردازم. سوال اول: آیا جامعهشناسی به این دلیل که کاربردی نیست، کارآمد نیست؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 فروردین1387ساعت 23:23  توسط محمد فاضلی  | 

بسیار سخت است که درباره کارنامه شخصی و وقایع مهم اجتماعی یک سال سخن بگوییم. اما معمولا کارنامهها را برای یک سال تهیه میکنند و من هم از این قاعده مستثنی نیستم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 12:59  توسط محمد فاضلی  | 

آخرین بار که کتابفروشیهای جلوی دانشگاه تهران را جستوجو میکردم کتاب «جامعهشناسی به زبان ساده» دکتر صادق زیباکلام را دیدم اما از آنجا که دنبال کتاب دیگری بودم و وقت هم نداشتم و خیلی هم دل خوشی از کتابهایی که قرار است چیزهای پیچیده را ساده کنند ندارم، تورقی کردم و از کنار آن گذشتم. اما گویی این نوشته آقای دکتر زیباکلام جدی شده است. در تاریخ 16 اسفند 1386 مصاحبهای از ایشان با روزنامه ایران منتشر شد که عنوان بحثبرانگیز «جامعهشناسی علم نیست» را بر خود داشت. این مصاحبه در اصل خلاصه ایدههای زیباکلام در همان کتابی است که ذکر شد. این مصاحبه به چند جهت اهمیت دارد.

  1. همانگونه که در مصاحبه آمده است، پیشفرض و البته پیام کتاب آن است که ما در علوم انسانی عقب هستیم و این شامل همه رشتههای علوم انسانی میشود. این پیشفرض در شرایطی بیان میشود که زیباکلام نیز مثل خیلیهای دیگر از ارائه تعریفی برای عقبماندگی علوم انسانی طفره میرود. وقتی میگوییم در پزشکی یا فیزیک عقب هستیم میفهمم یعنی چه، بالاخره برخی کشورها میتوانند تلسکوپ هابل بسازند، روی ذرات اتمی کارهای خاص انجام دهند، داروی سرطان کشف کنند و ... و ما نمیتوانیم. اما وقتی میگوییم در علوم انسانی عقب هستیم یعنی چه؟ تا وقتی نمیدانیم یا حداقل نمیگوییم معنای عقبماندگی چیست، استدلال درباره عقبماندگی معنایی ندارد.
  2. زیباکلام چنان از مرگ پوزیتیویسم حرف میزند که گویی اولا یک زمانی این موجود تنها موجود زنده عرصه جامعهشناسی بوده است، و امروز نیز مرگ کامل آن فرارسیده است. پوزیتیویسم هم در جامعهشناسی معانی متفاوت دارد و از میان همه این معانی آقای زیباکلام فقط به کشف قوانین عام و فراتاریخی برای جامعه از طریق تحقیق اجتماعی نظر دارد. نقد پوزیتیویسم هم از مرحوم کنت آغاز میشود. حتما چون خیلی از حرفهای کنت درست نبوده، پس پوزیتیویسم هم مرده است، گویی انگار جامعهشناسی مساوی کنت است.
  3. چند ماه پیش دکتر حسین کچوئیان ناقوس مرگ جامعهشناسی و تولد مطالعات فرهنگی را به صدا درآورده بود. آقای زیباکلام نیز مدعی شدهاند که «حال وقت آن نرسیده که ما بگوییم جامعهشناسی مرده و باید چیز دیگری مثل مطالعات فرهنگی را به جای آن بگذاریم». فرصتی نیست تا به این بحث مرگ و زندگی بپردازم، اما از آقای زیباکلام و آنها که شبیه او فکر میکنند میشود پرسید با تحولات معرفتشناسانهای که رخ داده – از توماس کوهن با این سو – غالبا تصور میشود که علوم اجتماعی علومی چندپارادایمی هستند و هرگز پارادایمها نمیمیرند. مگر فلسفه افلاطون مرده و با آمدن دیدگاههای جدید، مارکس و وبر را دفن کردهاند که اینگونه از مرگ جامعهشناسی سخن میگویید؟ تازه بماند که کسی مثل آلکساندر معتقد است چیزی در مطالعات فرهنگی نیست که در جامعهشناسی نبوده باشد.
  4. همانگونه که ایشان خودشان هم متذکر شدهاند، خیلی چیزها علم نیستند ولی ابدا بیارزش نیستند. ادبیات، سینما، تئاتر، فوتبال و ... نیز علم نیستند، ولی در ارزش آنها شک نمیکنیم.
  5. آقای زیباکلام هم دوباره در همان دامی افتادهاند که خیلی دوست دارند از آن بگریزند. تنها شاخص ایشان برای عقبماندگی، چاپ نشدن مقالات علوم سیاسی و جامعهشناسی ایرانیان در مجلههای خارجی است. اولا از یاد میبرند که نشر مقاله در مجلات معتبر خارجی به عوامل متعددی بستگی دارد که عقبماندگی علوم یکی از آنهاست. ما در زمینه شیمی خیلی مقاله در ژورنالهای خارجی چاپ میکنیم ولی باز هم عقبماندهایم. فرض کنید در جامعهشناسی هم سالی 100 مقاله چاپ کردیم، با کدام شاخص از عقبماندگی و پیشرفت علوم انسانی و بر مبنای کدام بحث معرفتشناختی، علمشناسی، جامعهشناسی علم یا ... مدعی شویم که شاخص پیشرفت علوم انسانی چاپ مقاله در مجلات خارجی است؟

 

اما سؤال جالب توجه این است که چرا باید چنین مصاحبهای با این عنوان و با تیتر درشت در روزنامه ایران چاپ شود؟

همایش سراسری انجمن جامعهشناسی ایران در اردیبهشتماه امسال برگزار میشود و اتفاقا موضوع آن درباره وضعیت جامعهشناسی و نظریهپردازی آن در ایران است. پیشنهاد میکنم یک جلسه خاص به کتاب آقای دکتر زیباکلام و حرفهای او اختصاص داده شود. اینکه جامعهشناسی علم نیست حرف تازهای نیست و 150 سال سابقه بحث دارد. اما طرح آن در این زمان در ایران جای بحث دارد. نمیتوان از کنار ادعای مرگ جامعهشناسی بیتفاوت گذشت. خصوصا وقتی بحث به روزنامهها کشیده میشود.

+ نوشته شده در  جمعه 24 اسفند1386ساعت 23:54  توسط محمد فاضلی  | 

این ایده پیشرفت تاریخی بشر هم خیلی مزخرف است. اگرچه آگوست کنت از آن طرفداران سینهچاک اعتقاد به رشد تکاملی قدرت شناخت و درک بشر بود، اما بقیهای هم بودهاند که به همان اندازه او اباطیل به خورد بقیه دادهاند. من نمیدانم مصادیق این رشد تاریخی فهم و درک را کجا باید دید اگر کماکان میشود صدها کودک را در غزه کشت و صدای کسی در نیاید؟ اگر میشود در زندان دست و پا شکست و آب از آب تکان نخورد؟ اگر میشود ابوغریب درست کرد و هر روز صدها نفر را عین ریگ بیابان به کشتن داد و کماکان آبرودار و مهم باقی ماند؟ اگر میشود اقلیتها را تحت فشار گذاشت و نسلکشی کرد؟ اگر کماکان باید از همه چیز ترسید؟

از زمانه اسکندر، چنگیز، هلاکوخان، هیتلر، پینوشه، میلوشویچ، صدام و ... تا به حال چه فرقی در دنیای ما ایجاد شده است؟ هیچ چیز آزاردهندهتر از این نیست که بدانیم اسکندر و چنگیز با صداقت و شفافیت در بیان هدف خویش برای قدرتطلبی و منفعتجویی آدم میکشتند و امروز پوششی از ایدئولوژیهای زیباروی، تاریخی، و به نام ملتها و پیروزی تاریخیشان بر روی همه وحشیگریها کشیده میشود. تاریخ رو به پیشرفت است!! کاش تاب نوشتن داشتم ...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 اسفند1386ساعت 7:46  توسط محمد فاضلی  | 

امروز فرصتی فراموشنشدنی برای دیدن یکی از زیباترین صحنههای تاریخ جامعهشناسی آکادمیک ایران را از دست دادم. دوری از تهران این ناکامیها و دشواریها را به همراه دارد. امروز جامعهشناسی ایران از 4 مترجم برتر عرصه علوم اجتماعی تشکر و قدردانی کرد. آقایان دکتر باقر پرهام، دکتر عبدالحسین نیکگهر، محسن ثلاثی و دکتر منوچهر صبوری به خاطر خدماتی که با ترجمه برخی از مهمترین آثار علوم اجتماعی به این علوم ارائه کردهاند به عنوان برترین مترجمان جامعهشناسی انتخاب شده و از آنها تقدیر شد. این اقدام به چند جهت رویدادی بزرگ و مهم برای جامعهشناسی ایران به حساب میآید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 29 بهمن1386ساعت 23:32  توسط محمد فاضلی  | 

بخش عمدهای از نظریات جامعهشناسی علم تأکید دارند که تقویت اجتماع علمی اصلیترین راه تقویت اخلاق و هنجارهای علم، پیشرفت علم، نظاممند شدن روالهای توزیع پاداشهای مادی و معنوی در نظام اجتماعی علم و پایبند شدن عالمان به مسئولیتهای حرفهای و اجتماعیشان است. همین نظریات تأکید دارند که قوام اجتماع علمی و قوت یافتن آن تحت تأثیر شدت ارتباطات میان دانشمندان در اجتماع علمی است. ارجاع دادن، شرکت در همایشها و سمینارها و نقد کردن نوشتههای دیگران از مهمترین راههای برقراری ارتباط هستند.

متأسفانه در جامعهشناسی ایران، سنت نقد و نقادی، قوت چندانی ندارد. تا همین دو سال پیش مجله کتاب ماه علوم اجتماعی منتشر میشد و علیرغم نقدهایی که در این مجله بر کتابهای منتشر شده وارد میشد، ولی شخصا ندیدم که به نقدها پاسخی داده شود. به غیر از آنچه در کتاب ماه علوم اجتماعی منتشر میشد، بقیه موارد نقد نیز غالبا غیرشفاف و به دور از اصول اخلاقی نقد بوده است. اما در آخرین شماره مجله جامعهشناسی ایران، اتفاق مبارکی رخ داده که نویدبخش قوت گرفتن فضای نقد و نقادی در اجتماع علمی جامعهشناسی است.

در شماره 3، پاییز 1384 مجله جامعهشناسی ایران دو مقاله با عناوین «تحلیل جامعهشناختی دموکراتیزاسیون در ایران» (نوشته دکتر محمد عبداللهی و دکتر علی ساعی)؛ و «توسعه سیاسی، توسعه اقتصادی و نابرابری اجتماعی: مطالعه تطبیقی-طولی 2000-1970» (نوشته دکتر مسعود چلبی و حسین اکبری) منتشر شده بود. آقای دکتر محمدرضا طالبان بر هر دو مقاله نقدهای مفصل و دقیقی نوشتهاند و نویسندگان مقالات نیز به نقدهای ایشان پاسخ گفتهاند. مجموعه این دو نقد و دو پاسخ در شماره 3، پاییز 1385 مجله جامعهشناسی ایران منتشر شده است. تا آنجا که حافظه و شناخت من از تاریخ انتشارات جامعهشناسی در ایران نشان میدهد، این اولین بار است که جریان نقد و پاسخگویی به انتقادات علمی، در این سطح صورت گرفته و منتشر نیز شده است.

تصور میکنم هم باید شجاعت، دقت و به جان خریدن زحمت نقد کردن را به آقای دکتر طالبان تبریک گفت؛ و هم توجه کردن نویسندگان مقالات به پاسخ گفتن به نقد را گرامی داشت. اقدام هیئت تحریریه مجله جامعهشناسی ایران در منتشر کردن این نوشتهها نیز ستودنی است. اگرچه گویند که با یک گل بهار نمیشود، ولی انتشار مداوم مجله جامعهشناسی ایران و بروز چنین رخدادهایی نشان از پویایی و سرزندگی جامعهشناسی ایران دارد و هر چند بهار دور دست مینماید، اما حال و هوای جامعهشناسی بهاری مینماید. امیدوارم، شجاعت نقد کردن و اخلاق پذیرش نقد و پاسخ دادن، به خصیصهای فراگیر در اجتماع علمی جامعهشناسی بدل شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 بهمن1386ساعت 0:20  توسط محمد فاضلی  | 

مجله آئین در آخرین شماره خود به معرفی کتاب «جامعه شناسی علم و انجمن های علمی در ایران» پرداخته است. مطلب زیر مطلب چاپ شده در آیین است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 5 بهمن1386ساعت 13:54  توسط محمد فاضلی  |