تبليغاتX
سفر به دیگری

این روزها قضیه سد سیوند و آبگیری آن که ادعا میشود مجموعهای از بناهای تاریخی و میراث فرهنگی را در کوتاهمدت و درازمدت تخریب میکند، به موضوع مهمی بدل شده است. البته از دو سال پیش به این سو نیز بحثهایی در این خصوص درگرفته که گویا نهایتا باعث نشده دولت از آبگیری سد منصرف شود. این ماجرا از تمامی مشخصههای لازم برای طرح مسأله درخصوص توسعه کشاورزی در ایران را داراست. در ادامه، از نگاهی دیگر به بحث درباره کل مقوله سدسازی در ایران میپردازم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 فروردین1386ساعت 11:14  توسط محمد فاضلی  | 

چند تن از دوستان از من خواسته بودند تا درباره جامعهشناسی در انگلستان و بالاخص آموزش جامعهشناسی در اینجا بنویسم. با چند ماه اقامت در اینجا، خصوصا اگر در دورههای آموزشی شرکت نکنید، نمیتوان اطلاع درستی از آموزش جامعهشناسی در انگلستان ارائه کرد. اما آشنایی با محمدرضا جلاییپور فرصتی بود تا مطلبی در همین خصوص آماده کنم. محمدرضا، فرزند حمیدرضا جلاییپور عضو گروه جامعهشناسی دانشگاه تهران و از چهرههای شناخته شده اصلاحطلبی در ایران است.لیسانس جامعهشناسی را در دانشگاه تهران گرفته و فوقلیسانس را در مدرسه اقتصاد لندن (LSE) طی کرده است. اکنون نیز دانشجوی دکتری دانشگاه آکسفورد است. وی هم تجربه تحصیل جامعهشناسی در ایران و هم انگلستان را دارد و از این جهت برای بحثی مقایسهای درباره وضعیت جامعهشناسی در ایران و انگلیس مناسب بود. امروز با هم گفتوگو کردیم. از بسیاری چیزها سخن گفتیم. همه را ضبط کردهام و وقتی از نوار پیاده شد و دستی به سر و رویش کشیدم، به تدریج در وبلاگ قرار خواهم داد. امیدورام پاسخ مناسبی به درخواستهای دوستان داده باشم.

+ نوشته شده در  جمعه 24 فروردین1386ساعت 22:40  توسط محمد فاضلی  | 

روز سوم دیماه 1385 با همه ماجراهایی که پشت سر گذاشتم و در اولین یادداشتهای وبلاگ به آنها پرداختم، وارد لندن شدم. امروز چهار ماه گذشته است و روز 26 فروردین راهی ایران میشوم. در این ماهها سعی کردم هر آنچه از تجربهام که قابل سهیم شدن با دیگران است و حدس میزدم به کار بهسازی ایران ما میآید در این وبلاگ بنویسم. این احتمالا آخرین یادداشت من در لندن – و البته اگر عمری باقی باشد، نه آخرین یادداشت من درباره سفر به انگلستان – خواهد بود.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 فروردین1386ساعت 18:38  توسط محمد فاضلی  | 

در این چند ماه اقامت در لندن، شاهد دو برنامه در تلویزیون بیبیسی بودهام که دیدن آنها مرا واداشت تا هم یادی از گذشته خود کنم و هم تفاوت جامعه ایران و انگلستان را در یک بعد بسیار مهم و ساختاری تا حدودی تصویر کنم.

اولین برنامه با عنوان «دراگونز دن» (Dragon's Den) یا لانه اژدها – که البته شباهت ظاهری اندکی میان محتوا و نام برنامه هست – به این صورت اجرا میشود: چند ثروتمند انگلیسی در یک اتاق نشستهاند (البته ظاهر اتاق و مکان واقع شدن آن احتمالا در یک برج قدیمی، بیشباهت به لانه اژدها نیست).


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 فروردین1386ساعت 7:48  توسط محمد فاضلی  | 

امروز قصد کردم برخی نقاط دیدنی لندن را ببینم. با این ذهن بیمار من که همیشه دنبال تعبیر و تفسیر و تحلیل است، لذت دیدن خام – مثل خیلی از توریستهایی که میشود در احوالات و شور و حالشان این احساس را که فقط دارند از زیبایی مکانی که در آن هستند لذت میبرند را مشاهده کرد – از میان رفته است. لاجرم زیاد نمیتوانم توصیف کننده خوبی باشم. باز هم نکاتی به نظرم رسیده است که شاید بد نباشد در این تجربه با هم شریک شویم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 19 فروردین1386ساعت 1:26  توسط محمد فاضلی  | 

یک فرضیه مهم در جامعهشناسی سیاسی و مبحث دموکراتیزاسیون وجود دارد که بر مبنای آن: توسعه اقتصادی شرط لازم برای دموکراتیزاسیون پنداشته میشود. به بیان دیگر، برای رسیدن به دموکراسی باید قبلا به توسعه اقتصادی دست یافت. سیمور مارتین لیپست مشهورترین شارح این فرضیه و نظریههای مترتب بر آن است. امروزه نقدهای زیادی بر این نظریه وارد شده و بسیاری در دفاع یا رد آن کوشیدهاند.

منصفانه آن است که بگوئیم صورت کلی این فرضیه باطل نشده است و به واقع هنوز کشوری توسعهنیافته که بر اساس شاخصهای متداول سنجش دموکراسی، دموکراتیک باشد بروز نکرده تا این فرضیه به کلی در معرض تردید قرار گیرد، ولی محققان کوشیدهاند تا شروطی برای توسعه قائل شوند و به نحوی تبیین دقیقتری ارائه کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 فروردین1386ساعت 0:32  توسط محمد فاضلی  | 

این روزها رسانههای انگلستان مملو از بحث درباره ملوانان انگلیسی دستگیر شده در آبهای ایران است. فارغ از هر گونه منازعه سیاسی درباره این امر، توجه کردن به برخورد رسانههای انگلیسی با این قضیه میتواند میزان حرفهای بودن و تخصصی بودن کار رسانهها و البته دستگاه سیاسی در این کشور را آشکار کند. اما قبل از پرداختن به بحث، خوب است موضع خودم را در قبال اینکه آیا ملوانان انگلیسی در آبهای ایران بودهاند یا نه مشخص کنم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 14 فروردین1386ساعت 9:21  توسط محمد فاضلی  | 

یک ماه دیگر به ایران بازمیگردم و فرصت کمی برای مطالعه بقیه مطالبی که برای آنها برنامهریزی کرده بودم و دیدن شهر لندن باقی مانده است. اگرچه به گوشه و کنار این شهر سر کشیدهام اما نه آنقدر که شایسته چهار ماه اقامت در این شهر باشد. به هر حال، دیروز یکی از همین فرصتها بود. با یکی از دوستان که لندن را نیک میشناسد و سالیانی در اینجا زندگی کرده است، راهی دیدار منطقه مرکزی لندن شدیم. اولین مقصد، کلیسای سنپل بود.

از ایستگاه قطار خیابان کنون (Cannon Street) که بیرون بیایید و به اندازه 5 دقیقه پیاده طی کنید، جلوی کلیسای سنپل خواهید بود. بنایی بسیار زیبا که بازمانده دوران پرشکوه مسیحیت در بریتانیاست. خوشبختانه دسترسی به اینترنت، امثال من را از نوشتن اطلاعات زیاد درباره بناهای تاریخی معاف کرده است. هر کس بخواهد درباره این بنا بداند میتواند به پایگاه اینترنتی http://www.stpauls.co.uk آن مراجعه کند. بنابراین آنچه مینویسم فقط مختصری است درباره سنپل برای خوانندگانی که تمایلی به دنبال کردن ماجرا بیش از این حد ندارند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 10 فروردین1386ساعت 1:43  توسط محمد فاضلی  | 

تا وقتی در ایران بودم اصلا احساس نکرده بودم تا چه اندازه لازم است به درک و شناختی از غرب برسیم. در کتابها خوانده بودم و استدلالهای مخالف و موافق انواع شناختها از غرب را به خاطر سپرده بودم. اما وقتی وارد بخشی از غرب میشوید تازه احساس میکنید با چه موجودیت تمدنی پیچیدهای روبهرو هستید. لازم نیست خیلی به پیچیدگیهای فلسفی غرب نظر کنیم تا میزان دشواری کسب شناختی مناسب را دریابیم. در ظاهر غرب و در عقلانیتی که در جزء جزء ساختمانها، رفتار نظام سیاسی، و ... نهفته است میتوان دشواری پیچیدگی ارائه تبیینی برای بروز این وضعیت را مشاهده کرد. از این یادداشت چند منظور دارم. اولا به کمک چند نقل قول میخواهم نشان دهم که چه راه زیادی را در شناخت غرب طی کردهایم. این نقل قولها نشان میدهند که حد شناخت جامعه ما از غرب چقدر بوده است. ثانیا میخواهم تأکید کنم که هنوز راه زیادی مانده است تا به شناختی دقیقتر از غرب برسیم. ثالثا میخواهم در حد توانم به نکاتی درباره یک رویکرد دیگر به شناخت غرب بپردازم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 فروردین1386ساعت 23:53  توسط محمد فاضلی  | 

خیلی بد است که سال نو را با دلشوره و بدتر از آن با خبرهای بد آغاز کنیم. اصلا دوست نداشتم در اولین یادداشتهای سال نو یاداشتهایی تلخ بنویسم. اما با اخبار این چند روز، ذهنم سراغ غیر از تلخی نمیرود. ترجیح دادم نه از خودم بلکه گفتهای از برینگتن مور را نقل کنم. به اندازه کافی زیبا و عمیق هست. فقط برای آنها که مور را نمیشناسند این توضیح مناسب است که: مور نویسنده کتابی است به نام ریشههای اجتماعی دیکتاتوری و دموکراسی. این کتاب به فارسی ترجمه شده (یکبار توسط دکتر حسین بشیریه و یک بار توسط یوسف نراقی). اثری عمیق و بیاندازه مهم در تاریخ جامعهشناسی سیاسی و جامعهشناسی تاریخی. کتابی پیچیده که برای بارها خواندن آن، توجیه بسیار میتوان ارائه کرد. مور گفته است:

 

برای حفظ یا تغییر یک نظام ارزشی، انسانها سرکوب میشوند، به زندان میروند، به اردوگاه فرستاده میشوند، قانع میشوند، به آنها رشوه میدهند، به قهرمان بدل میگردند، به خواندن روزنامه تشویق میشوند، جلوی دیوار میایستند و تیرباران میشوند، و گاهی به آنها جامعهشناسی تدریس میشود.

 

تفسیر این عبارت با شما.

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 فروردین1386ساعت 0:28  توسط محمد فاضلی  | 

دنیای هنر همیشه گویاترین زبان برای بیان عمیقترین گفتهها و ناگفتههای آدمیان است. دیشب و امشب، وقتی دلم گرفت و دلم و دیدهام آماده باریدن بود، فرصت کردم تا دو اثر هنری ببینم و یاد و خاطره خیلی چیزها زنده شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 فروردین1386ساعت 0:3  توسط محمد فاضلی  |