|
|
|
|
|
از وقتی که به کشور بازگشتهام بیشتر مشغول سروسامان دادن به رساله و دادههایی بودهام که در لندن جمعآوری کردهام. برای همین بیش از دو سه بار فرصت سر زدن به شهر تهران را نداشتهام. امروز یکی از همان روزها بود. در همین یک روز چند چیز جلب توجه کرد. اول صبح راهی سمیناری شدم درباره یکی از موضوعات تا حدودی نو و تخصصی در جامعهشناسی، توسعه و اقتصاد که آنقدر مهم شده است که برای آن همایش برگزار کنند. قریب دو ساعت از وقتم را در سالن همایش گذراندم و به سخنرانیها گوش دادم. با هزار امید رفته بودم و با ناامیدی بازگشتم. سالن پر بود از جمعیت مشتاق. شدت اشتیاقشان را میشد از صدای زنگ موبایلهایی که خاموش نشده بودند فهمید. در مدت قریب دو ساعت، حداقل بیست بار صداهای مختلف موبایلها شنیده شد. آقایان عاشق دانش موبایلشان را در محل قابل دسترستری قرار میدهند و قادرند زود صدای آنرا ساکت کنند. اما خانمها که گوشیهای خود را در کیف قرار داده بودند قبل از آنکه فرصت کنند صدای دستگاه را ساکت کنند، ناخواسته یک کنسرت برای حضار اجرا کرده بودند. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 30 اردیبهشت1386ساعت 21:21 توسط محمد فاضلی
|
|
||
|
|
|
|
|
هفت سال قبل مطلبی درباره ناکارآمدی جامعهشناسی در ایران نوشتم که جایی برای نشر آن پیدا نکردم. در این چند سال فرصت بازنگری در آن به وجود نیامد. اما شرایط جامعهشناسی در ایران به گونهای شده است که احساس میکنم ضرورت دارد بحث درباره ناکارآمدی آن به صورت جدی آغاز شود. از همینرو همان متن را در چند قسمت در اینجا ارائه میکنم. مطلب طولانی است و نمیتوان آنرا یکجا در وبلاگ قرار داد. امیدوارم آغازگر بحثی در این حوزه باشد. فهرست منابع مقاله را هم یکجا در آخرین بخش ارائه میکنم. فقط لازم به یادآوری است که از زمان نگارش این مطلب تغییرات زیادی در وضعیت جامعهشناسی ایران (حداقل از نظر کتب و وضعیت انجمن جامعهشناسی ایران) رخ داده است. با اینحال هنوز شرایط به گونهای است که عمده مطالب این متن قابل اعتنا به نظر میرسند. 4- علتيابي ناكارآمدي جامعهشناسي در سطوح مياني و خرد منظور از سطح مياني، در نظر گرفتن مجموعه عوامل دخيل در جامعهشناسي از جمله دانشكدهها،سازمانهاي تحقيقاتي، اساتيد، دانشجويان، تحقيقات و... به منزله اجزاي يك سازمان است كه جزئي از نظامآموزش و پژوهش در كشور نيز هست. در اين برداشت، رويكرد به بررسي جامعهشناسي، درونگراست. بهعبارتي در تقابل با تحليلهاي كلان كه تأثير عوامل خارج از سازمان جامعهشناسي و پيوندهاي آن با بقيه اجزايساختار جامعه را مدنظر داشتند، در اين سطح بررسي تعامل و رفتار عناصر درون سازمان جامعهشناسيمدنظر است. در سطح خرد نيز رفتار كنشگر عرصه جامعهشناسي بررسي ميشود. اين كنشگران منحصرميشوند به دانشجويان و اساتيد و نقشهايي كه در اين مجموعه به عهده ميگيرند. براي مثال استاد در جايينقش مدرس و در جايي ديگر نقش استاد راهنماي پاياننامه و در موضعي ديگر ممكن است نقشي در شورايبرنامهريزي درسي رشته جامعهشناسي به عهده بگيرد. دانشجو نيز موقعيتهاي مختلفي دارد. زمانيدانشجوي كارشناسي است و زماني در دورههاي تحصيلات تكميلي تحصيل ميكند و زماني هم پاياننامهمينويسد. بررسي اجزاي سازمان جامعهشناسي در سطوح مياني و خرد فقط به لحاظ تحليلي از همجداييپذيرند، در غير اين صورت نميتوان در دنياي واقعي دانشجو و استاد را بيرون از مجموعه گروهآكادميك بررسي كرد. از همين رو اين دو سطح ذيل يك عنوان ولي با تقدم و تأخر بررسي ميشوند. هر يك ازسطوح بررسي به دو قسمت تقسيم شدهاند كه در بخش مياني «سازماندهي جامعهشناسي» و «محتوايآموزشي» و در بخش خرد «وضعيت اساتيد» و «وضعيت دانشجويان» بررسي ميشوند. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 28 اردیبهشت1386ساعت 20:19 توسط محمد فاضلی
|
|
||
|
|
|
|
|
3- علتيابي ناكارآمدي در سطح كلان منظور از سطح كلان، سطحي از حيات اجتماعي است كه ساختارهاي اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و سياسيپهن دامنه قرار گرفتهاند. در اين سطح با كنشگر اجتماعي يا سازمانهاي اجتماعي به شكل منفرد سر و كارنداريم. در اين سطح، جامعهشناسي به منزلة جزئي از يك كليت تاريخي مطرح است و تقابل و تضاد يا همنوايي آن با ساختارها علت ناكارآمدي در نظر گرفته ميشود. در همه اين تحليلها از ضعف سازمانجامعهشناسي يا كنشگران آن (اساتيد، دانشجويان،...) سخن گفته نميشود. در اين سطح، جامعهشناسي بهمنزله نوعي معرفت، در ارتباط با بقيه ساختارها بررسي ميشود. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 23 اردیبهشت1386ساعت 13:33 توسط محمد فاضلی
|
|
||
|
|
|
|
|
گروهی دیگر معتقدند كه اصول روش علمی رعایت نشده است. «بر اساس نتایج حاصل از ارزیابیمجموعهای از منابع شامل كتابها، صرفنظر از موارد استثنایی، فرایند روش تحقیق علمی، آن طوری كهبایست طی نشده و در نتیجه، اصول و قواعد خاص آن رعایت نگردیده است. بنابراین آثار موجود فاقدویژگیهای آثار جامعهشناسی به معنای دقیق كلمه هستند.» (عبداللهی، a1375، ص 191) ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 21 اردیبهشت1386ساعت 0:40 توسط محمد فاضلی
|
|
||
|
|
|
|
|
هفت سال قبل مطلبی درباره ناکارآمدی جامعهشناسی در ایران نوشتم که جایی برای نشر آن پیدا نکردم. در این چند سال فرصت بازنگری در آن به وجود نیامد. اما شرایط جامعهشناسی در ایران به گونهای شده است که احساس میکنم ضرورت دارد بحث درباره ناکارآمدی آن به صورت جدی آغاز شود. از همینرو همان متن را در چند قسمت در اینجا ارائه میکنم. مطلب طولانی است و نمیتوان آنرا یکجا در وبلاگ قرار داد. امیدوارم آغازگر بحثی در این حوزه باشد. فهرست منابع مقاله را هم یکجا در آخرین بخش ارائه میکنم. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 19 اردیبهشت1386ساعت 10:43 توسط محمد فاضلی
|
|
||
|
|
|
|
|
فاضلی. حالا به این بپردازیم که عنوان و موضوع رسالهها چگونه انتخاب میشود. جلاییپور. فرایند انتخاب عنوان رساله خیلی منعطف است. یک مهلت زمانی برای مشخص کردن موضوع وجود دارد که باید تا آن زمان دانشجو موضوع کارش را مشخص کند. مهلت دیگری برای ارائه خلاصه و طرح کلی از رساله وجود دارد. در این خصوص باید با استاد راهنما هماهنگی شود. البته استاد راهنما در دوره فوقلیسانس نقش تعیین کنندهای ندارد. معمولا تذکرات در حد روششناسی یا ارزیابی این است که آیا موضوع در حد فوقلیسانس هست یا خیر. در دانشگاههایی نظیر کمبریج، آکسفورد یا ال.اس.ای پایاننامه فوقلیسانس دفاعیه هم ندارد. فقط استاد راهنما و دو نفر دیگر که دانشگاه انتخاب میکند – بدون اینکه بدانند پایاننامه کیست - آنرا میخوانند و این گروه نمره میدهند. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 17 اردیبهشت1386ساعت 1:59 توسط محمد فاضلی
|
|
||
|
|
|
|
|
روزهایی که در لندن اقامت داشتم، یکی از پدیدههایی که مشاهده میکردم و تصور میکنم یکی از ایرادات وارد بر غرب و همه دنیای جدید است، بزرگ شدن ستارههایی است در آسمان کوتاه ورزش، رسانه یا سینما ظهور میکنند. حتما خیلیها از خودشان پرسیدهاند چرا دیوید بکهام باید دستمزدی آنچنانی دریافت کند. چرا فلان خواننده چنین مهم میشود یا دستمزدهای هنرپیشههای سینما سر به فلک میکشد؟ این پدیده در ایران ما خیلی بیشتر تهوعآور میشود. اگر دیوید بکهام دستمزدی 6 میلیون دلاری از باشگاه رئال دریافت میکند، به همان میزان در رونق دادن به صنعت ورزش که میلیونها نفر را صاحب شغل میکند سهم دارد. اما معلوم نیست که چرا فوتبالیستهای ما پول دستمزدشان از جیب بیتالمال در کیسه باشگاههای دولتی ریخته میشود، دستمزدهای نجومی میگیرند. از این دست سؤالات بسیار است. اما دیروز اتفاقی افتاد که جایی برای بازنگری در این سؤالات باز کرد. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 11 اردیبهشت1386ساعت 23:31 توسط محمد فاضلی
|
|
||
|
|
|
|
|
مقاله ای به عنوان جامعه شناسی مصرف موسیقی به قلم من منتشر شده است. مقدمه و نتیجه گیری آن را در اینجا آورده ام. خوانندگانی که به کل آن علاقه مند باشند می توانند به خود مجله مراجعه کنند. مقاله در مجله مطالعات فرهنگی و ارتباطات. سال اول شماره ۴ پاییز و زمستان ۱۳۸۴ منتشر شده است. جامعه شناسی مصرف موسیقی مقدمه مطالعة جامعهشناختي مصرف موسيقي به دلايل متعدد اهميت دارد. موسيقي بخشي از فعاليت هنري انسان است و شايد بيش از هر محصول هنري ديگري، آدميان در زندگي روزمره خود در معرض شنيدن موسيقي هستند. رسانهها هر لحظه از موسيقي براي ارسال پيام و تقويت تأثير پيامهاي خود استفاده ميكنند. چشمانداز استفاده از موسيقي نيز در حال تغيير است. افراد قادرند موسيقي را از اينترنت، حاملهاي صوتي مختلف، و در حجمهاي زياد روي دستگاههاي بسيار كوچكي كه ساعات زيادي از الحان موسيقي را در خود جاي ميدهند گوش كنند. هجوم رسانهها و تكنولوژي ضبط و پخش موسيقي، نقش موسيقي در جامعه مدرن را متحول ساخته است. در ضمن، همه انسآنها كم و بيش از موسيقي براي پر كردن لحظات فراغت خود استفاده ميكنند. به يك معنا، بخش عمدهاي از لحظات زندگي ما با شنيدن موسيقي درآميخته است. از آنجا كه موسيقي تا به اين حد در زندگي درآميخته و بر خلاقيت، احساسات مثبت و منفي، بيماريهاي رواني و كنشهاي آسيبشناختي، رفتارهاي جنسي و بسياري اعمال انساني و مقولات اجتماعي مؤثر است ( بيل هرتز و همكاران[1][1]، 2000؛ جكسون[2][2]، 2000؛ فورسيس و همكاران[3][3]، 1998؛ نابلوچ و مادروخ[4][4]، 2005) بايد در چارچوبي جامعهشناختي به بررسي عوامل مؤثر بر ميزان و نوع مصرف موسيقي پرداخته شود. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 9 اردیبهشت1386ساعت 16:7 توسط محمد فاضلی
|
|
||
|
|
|
|
|
چند سال قبل مقالهای درباره اروینگ گافمن نوشتم. این متن مبتنی بر مراجعه مستقیم به آثار گافمن نیست و بیشتر نوعی برداشت از شرح و تفسیرهای نگاشته شده درباره گافمن است. سه سال است که لابهلای نوشتههای من خاک میخورد. امروز تصادفی آنرا دیدم و تصمیم گرفتم روی وبلاگ قرار دهم. کسی چه میداند، شاید به درد کسی خورد. بالاخص که درباره گافمن مطلب زیادی به فارسی منتشر نشده است. و باز هم کسی چه میداند شاید یک روز رفتم سراغ اصل کارهای گافمن و یک شرح دقیق و اصیل نوشتم. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 8 اردیبهشت1386ساعت 14:8 توسط محمد فاضلی
|
|
||
|
|
|
|
|
به هر حال، الان هم مشغول دوره دکتری هستم. بیشتر علاقمندم درباره تحولات دینداری در ایران بعد از انقلاب کار کنم. ولی خب موضوع بحث امروز ما این نیست. فاضلی. گفتم که محور بحث امروز من، پاسخ دادن به سؤالات خودم و احتمالا دانشجویانی است که میخواهند بدانند جامعهشناسی در انگلستان در قالب سازمان دانشگاه چگونه است. به عبارتی نمیخوام درباره جریانهای فکری حاکم بر جامعهشناسی اینجا بحث کنیم. ترجیح میدهم از کلاس درس شروع کنیم. بهتر از دوره فوقلیسانس که خودت اینجا بودی شروع کنیم. درباره دوره لیسانس هم اگر خواستی توضیح بده. برای اینکه کارت را راحتتر کرده باشم با این سؤال شروع کنیم که نقش استاد و دانشجو در کلاس فوقلیسانس اینجا چگونه تعریف میشود؟ ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 6 اردیبهشت1386ساعت 23:31 توسط محمد فاضلی
|
|
||
|
|
|
|
|
اولین بار در وبلاگ سعید شریعتی با نام محمدرضا جلاییپور آشنا شدم. در اجلاس داووس سؤالی از جان کری پرسیده بود. پرسش و پاسخ او و کری در سایت سعید شریعتی درج شده بود. یک ماه از خواندن این متن نگذشته بود که در کانون توحید در محله همراسمیت لندن با خود وی آشنا شدم. در همان نگاه اول بسیار گرم و صمیمی به نظرم رسید. وقتی فهمیدم دوره کارشناسی جامعهشناسی را در ایران طی کرده و دوره فوق لیسانس جامعهشناسی را در انگلستان گذرانده و مشغول آماده شدن برای گذراندن دوره دکتری در دانشگاه آکسفورد است، دانستم که بهترین گزینه موجود برای بحثی درباره جامعهشناسی و مباحث مرتبط با آن در ایران و انگلستان است. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 5 اردیبهشت1386ساعت 1:9 توسط محمد فاضلی
|
|
||