|
|
|
|
|
ماجرا از آنجا شروع میشود که برخی روزنامهها از تشکیل شدن شورایی برای سیاستگذاری و نظارت بر انتشار آثار و اندیشههای رئیس جمهور محمود احمدینژاد خبر میدهند. روزنامه هممیهن نیز گزارش خبری مفصلی از این شورا چاپ میکند. اداره کل امور رسانههای ریاست جمهوری نیز جوابیهای برای این گزارش ارسال کردهاند که در روزنامه هممیهن مورخ یکشنبه 27 خرداد 1376 منتشر شده است. تیتر این جوابیه این است «میخواستند افکار خاتمی را حتی در کتب درسی بگنجانند». ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 28 خرداد1386ساعت 16:20 توسط محمد فاضلی
|
|
||
|
|
|
|
|
در میان پیامهای کوتاهی که هر روز به ما میرسد، فقط معدودی هستند که بیش از چند لحظه خندیدن، ارزش تأمل کردن نیز داشته باشند. امروز یکی از اینها را دریافت کردم. در یک تحقیق اجتماعی بینالمللی از مردم نقاط مختلف جهان پرسیدند: صادقانه بگویید به نظر شما راهحل مشکل کمبود غذا در کشورهای دنیا چیست؟ در کمال تعجب، هیچ پاسخی به این سؤال داده نشد. کسی معنای این جمله را درک نکرده بود. زیرا:
اگرچه دنیایی از پیشداوریها در این لطیفه نهفته است، اما سازنده آن بسیار باهوش بوده است. از دانش اجتماعی نیز بیبهره نبوده است. اولا به خوبی نشان داده است که واژهها در زمینهها معنا پیدا میکنند. شاید واژه «غذا» در آفریقا و «نظر» در خاورمیانه معنایی نداشته باشند. به علاوه میدانسته است که در زیر بار دیکتاتوریهایی نظیر آنچه در اروپای شرقی حاکم بوده است، احتمالا جایی برای صادق بودن باقی نمیماند و این واژه بیمعنا خواهد شد. زوال صداقت حتما به معنای زوال اخلاق نیز خواهد بود. دنیای پیامهای کوتاه، راهی برای تأثیرگذارتر شدن لطیفهها نیز گشوده است. وسیلهای که میتواند هر لحظه درهای زیادی به روی خلاقیت آدمیان بگشاید. اما مگر چند نفر برای درک دنیای معنای نهفته در چنین پیام کوتاهی آمادگی دارند؟ |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 24 خرداد1386ساعت 1:55 توسط محمد فاضلی
|
|
||
|
|
|
|
|
دکتر عماد افروغ بر من حق استادی دارد. وقتی سال 1377 وارد دوره کارشناسی ارشد دانشگاه تربیت مدرس شدم، افروغ هنوز عضو هیئت علمی این دانشگاه بود و دو درس جامعهشناسی شهری و قشربندی اجتماعی را با ایشان گذراندم. در دوره دکتری نیز درس نظریههای جامعهشناسی را خدمت ایشان بودهام. به تشویق ایشان و با همکاری دوستان کتابی در فلسفه علوم اجتماعی ترجمه کردیم که هنوز فرصتی برای ویرایش و انتشار آن حاصل نشده است. بنابراین، این متن را از سر «قدرشناسی انتقادی» مینویسم. بالاخص یادم نمیرود زمانی که دانشجوی ایشان بودم، نقدی درباره کتب یکی از جامعهشناسان ایرانی نوشته بودم که با همه بزرگیاش، پربیراه گفته بود. نقدم را بسیار ضربگیری کرده و چاپ کرده بودند، با اینهمه هنوز به اندازه کافی برش داشت. آن زمان ساکن خوابگاه دانشگاه تربیت مدرس بودم و تماس با تلفن خوابگاه در آن ساعت شب دشوار بود. افروغ دردسر تلفن کردن به دانشجوی خود را به جان خریده بود تا شجاعت در نقد کردن را به من تبریک بگوید. این اولین و آخرین باری بود که کسی نوشتن یک نقد کتاب را به من تبریک میگفت. شاید ناخودآگاه میخواهم تلفن آن شب را قدرشناسی کرده باشم. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 18 خرداد1386ساعت 1:7 توسط محمد فاضلی
|
|
||
|
|
|
|
|
هفت سال قبل مطلبی درباره ناکارآمدی جامعهشناسی در ایران نوشتم که جایی برای نشر آن پیدا نکردم. در این چند سال فرصت بازنگری در آن به وجود نیامد. اما شرایط جامعهشناسی در ایران به گونهای شده است که احساس میکنم ضرورت دارد بحث درباره ناکارآمدی آن به صورت جدی آغاز شود. از همینرو همان متن را در چند قسمت در اینجا ارائه میکنم. مطلب طولانی است و نمیتوان آنرا یکجا در وبلاگ قرار داد. امیدوارم آغازگر بحثی در این حوزه باشد. فهرست منابع مقاله را هم یکجا در آخرین بخش ارائه میکنم. فقط لازم به یادآوری است که از زمان نگارش این مطلب تغییرات زیادی در وضعیت جامعهشناسی ایران (حداقل از نظر کتب و وضعیت انجمن جامعهشناسی ایران) رخ داده است. با اینحال هنوز شرایط به گونهای است که عمده مطالب این متن قابل اعتنا به نظر میرسند. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 15 خرداد1386ساعت 1:45 توسط محمد فاضلی
|
|
||
|
|
|
|
|
هفت سال قبل مطلبی درباره ناکارآمدی جامعهشناسی در ایران نوشتم که جایی برای نشر آن پیدا نکردم. در این چند سال فرصت بازنگری در آن به وجود نیامد. اما شرایط جامعهشناسی در ایران به گونهای شده است که احساس میکنم ضرورت دارد بحث درباره ناکارآمدی آن به صورت جدی آغاز شود. از همینرو همان متن را در چند قسمت در اینجا ارائه میکنم. مطلب طولانی است و نمیتوان آنرا یکجا در وبلاگ قرار داد. امیدوارم آغازگر بحثی در این حوزه باشد. فهرست منابع مقاله را هم یکجا در آخرین بخش ارائه میکنم. فقط لازم به یادآوری است که از زمان نگارش این مطلب تغییرات زیادی در وضعیت جامعهشناسی ایران (حداقل از نظر کتب و وضعیت انجمن جامعهشناسی ایران) رخ داده است. با اینحال هنوز شرایط به گونهای است که عمده مطالب این متن قابل اعتنا به نظر میرسند. 4-2- محتواي آموزشي بخش مهمي از بحث مربوط به محتواي آموزشي هنگامي توضيح درباره برنامهريزي متمركز مشخص شد. لذادر اينجا از چگونگي تنظيم محتواي درسي سخن به ميان نخواهد آمد. اولاً در بهترين شرايط هم، همواره بايددر برنامه درسي بازنگري شود. ثانياً به چگونگي ارائه دروس در ايران ايراداتي گرفته شده است كه برخي ازآنها را برخواهيم شمرد. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 6 خرداد1386ساعت 12:43 توسط محمد فاضلی
|
|
||