تبليغاتX
سفر به دیگری
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
محسن مخملباف و وطن

محسن مخملباف را از فيلم عروسي خوبان مي‌شناسم و به ياد دارم. بعدها با هنرپيشه، گبه، سلام سينما و ... بالاخره كتاب زندگي رنگ است، بسيار فكر كردم. مخملباف را با يك جمله بسيار زيبا به ياد دارم. زماني از او پرسيده بودند چرا زياد تغيير كرده‌اي؟ و در جواب گفته بود كاش به اندازه همه دنيا تغيير مي‌كردم. ذات اين دنيا تغيير كردن است. مخملباف از جنس همان آدم‌هاست كه از تغيير كردن نمي‌ترسد. روايت او از زندگي هم دوست‌داشتني است. يادم هست پس از دوم خرداد وقتي روزنامه جامعه منتشر شد، اگر اشتباه نكنم در اولين شماره‌اش مطلبي نوشته و از همه خواسته بود ديگر كسي آگهي ترحيم در روزنامه چاپ نكند و همه از زندگي بگويند.

مخملباف همان‌گونه كه خودش مي‌گويد بابت ساختن فيلم‌هايش چوب‌هاي بسيار خورده است و دست آخر به كار در دنيايي غير از وطن تن داده است. اما ثابت كرد دل او براي اين وطن مي‌تپد. دوستاني از من خواسته بودند متني درباره ضرورت شركت در انتخابات بنويسم. متن مخملباف را كه ديدم هر چه تلاش كردم نتوانستم چيزي بنويسم. كمي احيا شدم. احساس كردم در دنيايي كه مي‌شود به‌سادگي دروغ گفت؛ در دنيايي كه عبدالكريم سروش – كه ساعت‌هاي بسياري از عمرم را پاي نوارهاي شرح مثنوي او گذرانده‌ام و البته پشيمان نيستم – عنان قلم را چنان باز مي‌گذارد تا فحش‌نامه بسرايد، و محمد قوچاني و كثيري چون او جام انصاف را سر مي‌كشند و كينه‌ قي مي‌كنند، مي‌توان زيبايي انصاف را در متن محسن مخملباف يافت؛ و مي‌توان مسئوليت روشنفكر بودن را آموخت، و مي‌توان عزت وطن‌دوستي را به همراه داشت. مخملباف با اين متن نشان داد كه جفاي هم‌وطنانش در حق خويش را، با وفاي به عهدي كه در قبال وطن داريم، بايد پاسخ گفت. مخملباف را در اين متن دوست دارم و مي‌ستايم، زيرا احساس مي‌كنم «وطنش» را همواره بر دوش مي‌كشد و آرزوي شفيعي كدكني را محقق ساخته است. او وطنش را با خود برده است به هر كجا كه رفته است. دوست دارم بگويم:

وطن نه خاكي است كه در زير پاي ماست؛ وطن شعله‌اي بركشيده تا عرش قلب‌هاست.

آري بايد وطن را در قلب چون شعله‌اي كه مي‌سوزاند و درماني ندارد و سوزاندنش لذت‌بخش است، عزيز داشت. شما نيز در احساس مخملباف شريك شويد.

|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در چهارشنبه 30 اردیبهشت1388 و ساعت 17:2 | 
چرا ميرحسين كانديداي برتر است؟ قسمت دوم

اهميت مسأله منازعه ايران و آمريكا بر هيچ كس پوشيده نيست. به هر جناح سياسي در ايران كه تعلق خاطر داشته باشيد، فرقي در اهميت اين مسأله ايجاد نمي‌شود. حل مسأله ايران و آمريكا به عوامل متعددي ارتباط دارد. بحران در خاورميانه، منافع كشورهاي اروپايي، چيني‌ها، روس‌ها، اعراب خليج فارس، آن‌ها كه از تحريم‌ها عليه ايران سود مي‌كنند، اسرائيل و لابي‌هاي خاص در ايالات متحده و جناح‌هاي سياسي در ايران و آمريكا هر كدام به نحوي در اين مسأله سهمي دارند. بنابراين اصلا نبايد تصور كرد كه تغييرات در درون ايران مي‌توانند مهم‌ترين عامل در شكل دادن به ماهيت مسأله ايران و آمريكا باشند. اما تصور مي‌كنم يك نكته در داخل ايران وجود دارد كه نقش مهمي در سرنوشت اين مسأله دارد.

حل منازعه ايران و آمريكا، امتياز بزرگي است كه هيچ يك از جناح‌هاي سياسي مايل نيستند امتياز آن به نفع ديگري ثبت شود. زماني كه آلبرايت از ايران عذرخواهي كرد و شرايط به دليل وضعيت خاص دولت كلينتون در آمريكا به نفع برقراري رابطه مساعد بود، هر اقدام مثبتي به معناي امتيازي بزرگ براي دولت خاتمي به حساب مي‌آمد و لاجرم مسير حل مسأله بسته شد. به همين ترتيب، بازهاي ايراني شعارها و عقبه ايدئولوژيكي بنا كرده‌اند كه حل مسأله را به معناي ناقوي پايان يك دوره سياست خارجي ايدئولوژيك كرده است. ضمنا كبوترها نيز تمايلي به حل منازعه به صورت يكسويه از جانب راستگرايان ايراني ندارند. از همين‌رو واكنشي شديد به پيام‌هاي ارسال شده از سوي دولت نهم به طرف آمريكايي نشان دادند.

تصور مي‌كنم دولت احتمالي ميرحسين موسوي، تركيبي از بزرگان هر دو جناح سياسي را در خود جاي خواهد داد. به اين ترتيب، عملا امتياز حركت به سوي حل مسأله به پاي هر دو گروه نوشته خواهد شد. در ضمن ريسك‌هاي ناشي از اين اقدام نيز دامنگير هر دو خواهد شد. حل مسأله در چارچوب يك دولت ائتلافي زمينه‌هاي مساعدي براي كنترل عقبه‌هاي اجتماعي هر دو گروه فراهم مي‌آورد. بزرگان راست و چپ در كابينه قادر خواهند بود نيروهاي اجتماعي و سياسي حامي خود را براي يك فرايند گذار در سياست خارجي آماده و كنترل كنند (البته در همه اين شرايط نقش بقيه عوامل مندرج در معادله رابطه ايران و آمريكا به جاي خود محفوظ است). هم‌چنين شخص ميرحسين به دليل سابقه سياسي، شرايط سني و زعامتي كه بر همه حاضران در كابينه و حتي شخصيت‌هاي بيرون از كابينه خواهد داشت، مشي ميانه‌روانه و پتانسيلي كه براي استفاده از توان افرادي نظير سيدمحمد خاتمي در مسائل خارجي دارد، موقعيت مناسبي براي هموار كردن زمينه‌هاي گفت‌وگو و حركت به سمت حل مسأله دارد.

البته نبايد از ياد برد كه آمريكايي‌ها در بحران اقتصادي هستند و در هر دوره بحران، ميل نظام‌هاي سرمايه‌داري به مدارا افزايش مي‌يابد. از سوي ديگر اقتصاد ايران نيز به تدريج اثر سياست‌هاي اقتصادي چهار سال اخير و تركش‌هاي ناشي از بحران جهاني را احساس خواهد كرد و همين دو امر نقش به‌سزايي در ايجاد زمينه‌هاي دوري از سياست‌هاي افراطي در هر دو طرف ايجاد خواهد كرد. به نظر مي‌رسد انتخاب ميرحسين موسوي، در كنار بحران اقتصادي بين‌المللي، بحران اقتصاد ايران، بحران امريكايي‌ها در عراق و افغانستان و كاهش قدرت اقتصادي چين و كشورهاي خليج فارس در اثر شرايط بحراني، زمينه‌هاي مساعدي براي آغاز فرايند طولاني حل مسأله ايران و آمريكا ايجاد كند.

|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در چهارشنبه 23 اردیبهشت1388 و ساعت 16:15 | 
چرا ميرحسين كانديداي برتر است؟ (قسمت اول)

هميشه معتقد بوده‌ام آدم، بالاخص آن‌ها كه اهل دانشگاه، تحقيق و علم هستند، بايد براي كاري كه مي‌كنند يا نمي‌كنند نظريه داشته باشند. بايد بدانيم چرا كاري انجام مي‌دهيم يا نمي‌دهيم. آن‌چه در چند بخش خواهم نوشت، خلاصه ايده‌هايي است كه براي رأي دادن به ميرحسين و تشويق ديگران براي اين كار دارم.

ميرحسين، رهبر ائتلاف بازها و كبوترها

نظريه‌هاي جديد گذار به دموكراسي، بر پيدايش شرايط مصالحه ميان كبوترهاي سياست (دموكراسي‌خواهان بيرون از قدرت) و بازها (اقتدارگرايان قدرتمند) تأكيد بسيار دارند. به گمان من دولت ميرحسين موسوي، شرايط مصالحه‌اي نه چندان مذاكره شده و دلخواه ولي اجباري ميان اين دو گروه را فراهم كرده است. بازها به راحتي تن به مصالحه نمي‌دهند و اين جبر شرايط است كه آنان را در چنين وضعيتي قرار داده است. اگرچه بازها بر طبل موفقيت اقتصادي مي‌كوبند، اما اين وضعيت بيش از هر چيز محصول سرمستي باقيمانده از انفجار قيمت نفت و تأثيرگذاري ديرهنگام بحران اقتصادي جهاني بر اقتصاد ايران است. آگاهان اقتصادي مي‌دانند كه هنوز آثار ركود تورمي تماما آشكار نشده است، دلارهاي نفتي هنوز به خزانه سرازير مي‌شوند. عميق‌تر شدن بحران و آشكار شدن اثرات درازمدت انفجار نقدينگي در سه سال گذشته، بحران بازار مسكن و تأثير آن بر نرخ بيكاري و بيشتر شدن اثرات تحريم‌ها در درازمدت، شرايط نامناسب‌تري براي اقتصاد ايران رقم خواهد زد و به سختي مي‌توان اين اثرات را با رويه فعلي مديريت كشور كنترل كرد.

اگرچه همواره به پشتوانه مشروعيت داخلي مي‌توان در برابر فشار نظام بين‌المللي مقاومت كرد، اما توأمان شدن اثرات بحران‌هاي اقتصادي و تداوم فشار بين‌المللي، سرانجام پيش‌بيني‌ناپذيري دارد كه اگرچه مي‌توان به سرانجام خوش آن دل بست، ليكن عرصه سياست واقعي و محاسبه خطر، چنين گزينه‌اي را نامطلوب مي‌سازد. بازها به تعميق شكاف‌هاي ناشي از تداوم وضع موجود در بين خود نيز نگاه مثبتي ندارند. سيل انتقادها از شيوه مديريت كشور و بي‌توجهي به نظرات زعماي راستگرايان، در سه سال گذشته آشكار بوده است. در چنين اوضاعي، راستگرايان به گزينه‌اي براي تغيير انديشيده‌اند. طرح دولت ائتلافي محسن رضايي بارزترين شكل اين انديشه بوده است. بازها ترجيح مي‌دادند بازي انتخابات بدون حضور كبوترها و در رقابتي ميان رئيس جمهور فعلي و منتقدان راستگراي وي انجام گيرد. ليكن ورود سيدمحمد خاتمي به صحنه اين بازي را تخريب كرد. براي راستگرايان، ميرحسين گزينه‌اي به مراتب بهتر از محمد خاتمي است. وي نخست‌وزيري ارزشي است و اگرچه از اصولي سخن مي‌گويد كه با اصولگرايي همه اصولگرايان موجود فقط شباهت واژه‌اي دارد، ليكن به هر حال در گفتمان عمومي، پيروزي وي را مي‌توان اصولگرايانه جا انداخت.

ميرحسين در سن 68 سالگي، با سابقه نخست‌وزيري امام خميني (ره)، سخن گفتن از اصولگرايي، داشتن پايگاهي عميق در بخشي از بدنه نظاميان دوران جنگ، وجهه‌اي مذهبي و سابقه مبارزاتي، در صورت پيروزي، مي‌تواند ضربه‌اي سخت به اردوگاه بازها تلقي نشود. به هر حال پيروزي او سويه‌اي اصولگرايانه دارد و به اندازه پيروزي محمد خاتمي، گفتمان اصولگرايان را در محاق ناكامي فرو نخواهد برد.

اصولگرايان مي‌توانند اميد داشته باشند زعماي خود را كه نتوانستند در كابينه نهم براي آن‌ها جايي بيابند، در كابينه ميرحسين بيابند. از همين‌رو كساني از حضور قاليباف يا حتي لاريجاني و ناطق نوري در كابينه ميرحسين سخن مي‌گويند. بازها اميدوارند، به اين ترتيب در سايه دست‌آوردي قابل قبول از محل معارضه گفتمان اصولگرايي و اصلاح‌طلبي، سهم خويش را در قدرت كاملا نبازند و هم‌زمان با شيوه ديگري از مديريت كه در ميرحسين سراغ دارند، از مسير بحران‌هاي اقتصادي و بين‌المللي سر به سلامت برند.

كبوترها نيز مشي ميرحسين را به خود نزديك مي‌يابند. آن‌ها نيز مي‌دانند كه اصولگرايي ميرحسين از جنس مجلس هفتم، هشتم و دولت نهم نيست. حمايت سيدمحمد خاتمي از ميرحسين و نزديكي اين دو، ارتباط نزديك با مجمع روحانيون مبارز، جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين، و سهم اين گروه‌ها در برد احتمالي ميرحسين، وي را از جاي دادن بزرگان اين گروه‌ها در كابينه ناگزير خواهد ساخت. در يك محاسبه به سبك آن‌چه در نظريه بازي (Game theory) انجام مي‌شود، بردن بازي با خاتمي احتمال وقوع بيشتري داشت، اما دست‌آورد آن احتمالا در جريان درازمدت معادله قدرت در ايران، كمتر بود. همراهي با ميرحسين و سهم كمتري از قدرت، ليكن كار كردن در فضايي امن‌تر با مشاركت عقلاي راستگرا، دست‌آورد بيشتري خواهد داشت.

وضعيت حاضر و مصالحه كبوترها و بازها در قالب دولت ائتلاف ملي ميرحسين، محصول شرايط ساختاري نظام جهاني دولت‌ها (شرايط قدرت سياسي و نظامي بين‌المللي)، شرايط نظام جهاني بازار، اعمال سياست‌هاي داخلي در اقتصاد، بيماري‌هاي مزمن اقتصاد ايران، و بيم‌هاي ايجاد شده ناشي از تغيير تركيب قدرت سياسي نيروهاي شريك در حاكميت در اثر تحولات 4 سال اخير است. تنها ميرحسين است كه كبوترها و بازها بر توانمندي وي براي رياست كردن بر ائتلاف‌ اين دو گروه توافقي پنهان دارند. سيدمحمد خاتمي شايد از همين منظر حضور ميرحسين در صحنه انتخابات را كم‌هزينه‌تر مي‌دانست.

|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در چهارشنبه 16 اردیبهشت1388 و ساعت 13:22 | 
سؤالاتي نابه‌جا از ميرحسين؛ تعابيري نادرست از پاسخ‌ها

دانشجويي در جلسه سخنراني ميرحسين موسوي در مازندران از وي پرسيد: به صراحت بگوييد شما ديدگاه‌تان مشابه ديدگاه حسين كچوئيان است كه به انقلاب فرهنگي دهه 60 اعتقاد دارد، يا آن‌كه با تقي آزاد كه طرفدار آزادي دانشگاه است هم‌رأي هستيد.

ظاهر اين سؤال بسيار شفاف و صريح است و خواسته دانشجو صراحت است. اما اين سؤال در پس خود پنداري نادرست از جايگاه رياست جمهوري – هم به لحاظ حقوقي و هم به لحاظ شخصي – دارد. رئيس جمهور به لحاظ حقوقي قرار است نماينده 70 ميليون ايراني باشد. چنين برداشتي از جايگاه رئيس جمهوري بسيار فراتر از آن است كه رئيس جمهور خود را در ديدگاه يك استاد علوم اجتماعي – هر كس كه مي‌خواهد باشد – محصور كند. رئيس جمهور حتي اگر به‌لحاظ تئوريك به انديشه فردي ارادت داشته باشد، به‌لحاظ جايگاه حقوقي‌اش مجاز نيست خود را وابسته آن ديدگاه فردي معرفي كند.

از سويي ديگر، رئيس جمهور در جايگاه فردي كه يك رجل سياسي است، بايد با كثيري از افراد و ايده‌ها مرتبط باشد. هر آدم بزرگي كه 8 سال نخست‌وزير بوده، رئيس فرهنگستان بوده و ... به تناسب جايگاه شخصي‌اش با آدم‌هاي بزرگ و كوچك زيادي ارتباط دارد. اين بدان معنا نيست كه رئيس جمهور حتما بايد در يكي از قالب‌هاي برآمده از اطرافيانش بگنجد. مگر سيدمحمد خاتمي و آقاي ناطق نوري دوستان سياسي و داراي روابط دوستانه نيستند، و مگر تعداد زيادي از چهره‌هاي جريانات راست و چپ با بزرگان سياسي ارتباط ندارند؟ چرا از ايشان نمي‌پرسند شما كدام يك را قبول داريد؟

منطق اين سؤال ايراد دارد. وقتي چنين سؤالي طرح مي‌شود فضاي پرسش و پاسخ به اندازه‌اي نيست كه ميرحسين بتواند منطق پاسخ‌اش را آشكار كند. وي براي اداي احترام به جايگاه رئيس جمهور هم كه شده حق ندارد خود را منحصر به انديشه يك نويسنده كند. كدام رئيس جمهور دنيا خود را در چنين فضايي گنجانده است كه ميرحسين چنين كند؟ اصلا مگر يكي از انتقادات به رياست دولت نهم اين نيست كه خود در چارچوب انديشه برخي ايدئولوگ‌ها محصور كرده است؟

بهتر است كمي به سؤالات‌مان بينديشيم و بعد پاسخ كانديداها را در چارچوب‌هايي چون محافظه‌كاري و طفره رفتن از پاسخ دادن تفسير كنيم.  در ضمن پاسخ اين سؤال از درون مجموعه ايده‌هايي كه ميرحسين موسوي تشريح كرد به خوبي روشن است. كانديدايي كه از مخالفت با نگاه امنيتي به دانشگاه، جمع كردن دوربين‌ها، مخالفت با ستاره‌دار كردن دانشجو و آزادي بيان حرف مي‌زند، به نگاه كچوئيان نزديك‌تر است يا آزاد؟

|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در چهارشنبه 16 اردیبهشت1388 و ساعت 12:43 | 
تندروهايي با صداي كلفت

يك روز صبح از خواب كه بيدار شديد، صبحانه كه خورديد، لباس بپوشيد و سري به لوله‌كش محل بزنيد. از او بخواهيد لوله‌كشي فرسوده خانه‌تان را بازسازي كند و سروساماني به شيرهايي كه دائم چكه مي‌كنند، و ديوارهايي كه نم داده‌اند بدهد. حتما از شما يك هفته وقت خواهد خواست و اگر از اغنيا باشيد و بام برف‌گيرتان بزرگ، تا يك ماه كار خواهد برد. هر چه كار تميزتري بخواهيد هزينه زيادتري را بايد متحمل شويد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در سه شنبه 15 اردیبهشت1388 و ساعت 13:2 | 
تاکسی‌زدگی و پوزیتیویسم

این واژه تاکسی‌زدگی را دقیقا بدون آن‌که قبلا درباره آن فکر کرده باشم، حین یک سخنرانی درباره ضرورت مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری، به زبان آوردم و اکنون فکر می‌کنم که شرحی بر یک واقعیت جامعه ایران است.

حین سخنرانی درباره مشروعیت داشتن نظام سیاسی در ایران و ارائه برخی شاخص‌های دیگر درباره ابعاد نگرش‌ها و رفتارهای سیاسی مردم ایران، داده‌هایی برگرفته از یک تحقیق پیمایشی – که داده‌های آن با استفاده از پرسشنامه در سطح ملی جمع‌آوری شده بود – ارائه می‌کردم و چند بار هم به داده‌های نظرسنجی‌ها ارجاع دادم. تعداد زیادی در همان جمع با حرف و نگاه نشان دادند که داده‌ها اعتبار ندارند و اصلا استفاده از ارقام و اعداد برای بیان واقعیت‌های سیاسی جامعه ایران، پوزیتیویسم افراطی است. در چشم‌ها و حرف‌های‌شان می‌شد خواند که می‌پرسند: اگر می‌گویی نظام سیاسی در ایران مشروعیت دارد، پس این همه آدم ناراضی که هر روز می‌بینیم که دائم نق می‌زنند و از گرانی و ... می‌نالند، پس از چه چیزی حکایت دارند؟

درست می‌گفتند. آدم‌های زیادی هر روز در کوچه و خیابان و بالاخص در تاکسی‌ها کنار ما می‌نشینند و از بسیاری مشکلات می‌نالند و گاه بد و بیراهی هم نثار فلان مدیر می‌کنند. اگر شاخص ارزیابی مشروعیت هر نظام سیاسی همین رفتار و گفتارها باشد، هیچ نظام سیاسی در جهان مشروعیت ندارد. در غرب همه این غرغرها را در روزنامه‌ها می‌نویسند و رسانه‌ها صدها بار بازگو می‌کنند.

از آن روز به بعد، آدم‌های زیادی مرا به خاطر گفتن آن داده‌ها نقد کرده‌اند و جالب این‌که به محافظه‌کاری هم متهم شده‌ام. اما این گروه در برابر این سؤال که برای شناخت دیدگاه‌های مردم باید به چه چیزی اعتماد کرد پاسخی ندارند. آیا تن دادن به تحقیق اجتماعی که با صد ملاحظه روش‌شناختی و در سطحی قابل تعمیم انجام می‌شود، بنیانی متزلزل‌تر از شناخت مردم و تعمیم دادن استنتاج‌های‌مان بر اساس دیدگاه‌های چند آدم مسافر تاکسی دارد؟

اکنون عمیقا بر این باورم که وقتی جامعه‌ای با پیچیدگی‌های بسیار، از نعمت گردش آزاد اطلاعات و بالاخص توزیع شفاف و گسترده اطلاعات مربوط به پژوهش‌های اجتماعی محروم باشد و افکار عمومی در جریان نظرات عموم جامعه درباره مسائل مختلف قرار نگیرد، همگان در فضایی از توهم شناخت متقن و تعمیم‌پذیر به سر می‌برند. شناخت‌هایی که از هم‌صحبتی‌های درون تاکسی به دست می‌آیند، شناخت‌هایی قابل اتکا تلقی می‌شوند و در مقابل شناخت اجتماعی حاصل از مداقه‌های روش‌شناختی، به طعن پوزیتیویسم طرد می‌شود. این تاکسی‌زدگی و توهم شناختی، دامنه‌ای فراتر از آدم‌های معمولی دارد و سیاستمداران را نیز در خود فرو می‌برد. به راستی جامعه ایرانی برای گریز از توهم شناختی و تاکسی‌زدگی، به دوران بلندمدتی از انجام پژوهش اجتماعی، افکارسنجی و نشر گسترده شناخت‌های حاصل از روش‌های علمی نیاز دارد تا بتواند توهم دیدن‌های کوتاه‌برد را از خود دور کند. جامعه ایران به دوران طولانی‌مدتی از تمرین کردن برای پذیرفتن منطق و عقلانیت مندرج در علم‌الاجتماع مدرن نیازمند است. دورانی که در آن آمادگی لازم برای تمایز قائل شدن میان کوتاه‌بینی و نگاه کیفی روشن شود.

|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در شنبه 12 اردیبهشت1388 و ساعت 12:37 | 
خاتمي گفت...
بسياري در انتظار موضع گيري قطعي سيدمحمد خاتمي درخصوص كانديداهاي رياست جمهوري و انتخابات بودند. عبارات زير از اولين كنفرانس خبري خاتمي بعد از انصراف همه چيز را آشكارا نشان مي دهد (http://www.yaarinews.ir/default.aspx/n/1058/خاتمی-با-دفاع-قاطع-از-میرحسین،-از-پیروزی-«سخت-و-شیرین»-گفت).

گزيده سخنان سيدمحمد خاتمي

من هم واقعا جناب آقای مهندس موسوی را یك اصلاح‌طلب متدینی می‌دانم كه به اصول هم معتقد است. ... من می‌گویم تنها یك راه برای موفقیت وجود دارد. هم به كسانی كه به شخص من علاقه داشتند و هم به آن‌ها که به خاطر كشور و انقلاب‌شان به من علاقه داشتند عرض می‌كنم که تنها حضور همه‌جانبه مردم است كه می تواند پیروزی ما را تضمین بكند. ... ببینید اگر ما مشخص بكنیم كه چرا مردم می‌خواستند رای بدهند و هدف ما در این مرحله چیست، من فكر می‌كنم خیلی از مسائل روشن بشود. فكر می‌كنم دو امر مهم در این مقطع تاریخی وجود دارد، یكی این‌كه باید دولتی روی كار بیاید كه واقعا به حقوق مردم معتقد باشد، به حرمت مردم احترام بگذارد، به زندگی مردم توجه داشته باشد و قدرت استفاده بهینه را از امكانات داخلی و بین‌المللی برای ارتقا حیثیت ایران، وضع زندگی مردم و تقویت زیربناها داشته باشد. مساله دوم كه به نحوی به همان بخش اول مربوط می‌شود این است كه وضعیت موجود مطلوب نیست و متناسب با شان ملت ایران نیست و باید به سمت شرایط مطلوب بهبود یابد.

پیام من به هر كسی كه صدای من به او می‌رسد و به هر صورت علاقه‌ای به من دارد این است كه خواهش می‌كنم با همه وجود در این انتخابات سرنوشت‌ساز و تعیین‌كننده حضور به هم برسانید كه هرچه حضور پرشورتر باشد، نتیجه مطلوب‌تر خواهد بود. ...

آرزویم برای روز 22 خرداد پیروزی مردم و برگزار شدن یك انتخابات سالم و رقابتی است و چون می‌دانم در چنین شرایطی، نتیجه انتخابات چیست، همان نتیجه‌ای كه در اثر انتخاباتی سالم و آزاد و با حضور اكثریت مردم حاصل می‌شود، آرزویم است و امیدوارم که همین نتیجه به دست بیاید.

|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در چهارشنبه 2 اردیبهشت1388 و ساعت 12:58 | 
پایگاه ارتباط مردمی میرحسین موسوی

پایگاه ارتباط مردمی میرحسین موسوی راه اندازه شده است. می توانیم حرف های خود را بنویسیم و نیکوتر آن که در این فضا جای جداگانه ای برای موافقان و مخالفان پیش بینی شده است. انتخابات فضایی برای گفتگو است و این پایگاه نیز در راستای تقویت این فضای گفتگو حرکت می کند. در شرایطی که رسانه های زیادی برای سخن گفتن نداریم باید از فرصت در دسترس قرار گرفتن چنین پایگاه هایی استفاده کنیم. برای نوشتن نظرات خود به این پایگاه مراجعه کنید http://www.mirhoseyn.ir/.

|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در چهارشنبه 2 اردیبهشت1388 و ساعت 12:19 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar