تبليغاتX
سفر به دیگری
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
معجزه‌ای در پیش است

خبرگزاری موج گزارش کرده بود محمود احمدی‌نژاد در جلسه مشترک مجلس با دولت گفته است «با اجرای صحیح هدفمند كردن یارانه ها ما ظرف 5 سال آینده نه فقط در سطح منطقه كه قطعا جزء 10  اقتصاد بزرگ جهان می شویم.»[1] ساده‌ترین معنای این عبارت – که تحقق آن بسیار خوشحال کننده خواهد بود – این است که ظرف پنج سال بعد از اجرای طرح پیشنهادی دولت، تولید ناخالص داخلی‌مان از دهمین قدرت اقتصادی امروز دنیا بیشتر خواهد شد.[2] این را از آن جهت می‌نویسم که میزان تولید ناخالص داخلی شاخص خیلی خوبی برای میزان قدرت اقتصادی نیست. این شاخص میزان عادلانه بودن توزیع ثروت را نمی‌سنجد، و درخصوص میزان وابستگی یا استقلال یک کشور برای تولید تکنولوژی، دانش یا تأمین سرمایه لازم برای بازتولید اقتصادی اطلاعاتی ارائه نمی‌دهد. اما اگر به همین شاخص حداقلی قناعت کنیم، دهمین اقتصاد دنیا شدن به این معناست که تولید ناخالص داخلی ایران به مرز 1500 میلیارد دلار خواهد رسید.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در پنجشنبه 21 آبان1388 و ساعت 15:15 | 
تأثیرات اجتماعی توسعه تأسیسات صنعت نفت در مازندران

روز چهارشنبه ۲۰ آبانماه ۱۳۸۸، همایش طرح مسائل اجتماعی مازندران در دانشگاه مازندران برگزار شد. من هم یک مقاله درباره تأثیرات اجتماعی احتمالی توسعه پالایشگاه در مازندران داشتم که متن مقاله را عینا آورده ام.

مباحث متعددی درخصوص توسعه اکتشاف و استخراج منابع نفت در دریای خزر و به دنبال آن استقرار تأسیسات بهره‌برداری و پالایش نفت در سواحل شرق این استان در چند سال گذشته در میان بوده است. موافقان این اقدام توسعه‌ای بر اثرات اقتصادی آن برای استان تأکید می‌کنند و مخالفان عموما بر اثرات مخرب زیست‌محیطی چنین اقدامی بر محیط زیست مازندران و عواقب منفی آن برای عمده‌ترین مزیت اقتصادی استان – کشاورزی و توریسم – تأکید دارند. این مقاله ضمن تأیید نگرانی‌های زیست‌محیطی درخصوص توسعه تأسیسات و فعالیت‌های صنعت نفت در مازندران، به طرح دغدغه‌های اجتماعی ناشی از آن پرداخته و بر ضرورت ارزیابی اثرات اجتماعی این اقدام تأکید می‌کند. این مقاله تأکید دارد که چنین اقدامی می‌تواند گسترش مسائل اجتماعی را در پی داشته و در درازمدت پی‌آمدهای اقتصادی مثبت ناشی از آن‌را تحت تأثیر قرار دهد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در پنجشنبه 21 آبان1388 و ساعت 10:21 | 
حلیم و هول حلیم: سیاست‌ورزی نابخردان

خردادماه هزار و سیصد و شصت و هشت، در گیر و دار امتحانات سال دوم دبیرستان، در روزهایی که جام جهانی در ایتالیا برگزار می‌شد، زلزله‌ای رودبار و منجیل را تکان داد. فاجعه آن‌قدر عظیم بود که این عبارت «عمق فاجعه» را از همان زمان به یاد دارم. روح هر ایرانی به درد و زندگی‌ها تکان خورده بود. یک فوتبالیست آلمانی به نام یورگن کلینزمن پیدا شد و در این میان از فیفا خواست تا بخشی از جریمه‌ای را که بابت دریافت کارت زرد توسط بازیکنان از آن‌ها دریافت می‌شود (مطمئن نیستم، ولی فکر می‌کنم محل تأمین پول همین بود که نوشتم) را به زلزله‌زدگان ایران اختصاص دهد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در سه شنبه 12 آبان1388 و ساعت 21:23 | 
دموكراسي با بوي پشكل

صبح كه سوار ماشين شدم تا راهي دانشگاه شوم، راننده ماشين دست به پيچ راديو برد و صداي گوينده با اين خبر آغاز شد كه: ديروز صدها چوپان اسپانيايي به همراه گوسفندان‌شان در خيابان‌هاي شهر مادريد تظاهرات كردند. اين چوپانان با اين كار خود مي‌خواستند به بر هم خوردن امنيت شغلي‌شان در سال‌هاي آينده اعتراض كرده و نظر مقامات كشور را نسبت به تغييرات آب و هوا و اثرات آن بر شغل چوپاني آگاه سازند. اصل خبر راديو را در اين آدرس هم مي‌توانيد بخوانيد.[1]

به دانشگاه كه رسيدم، پاي اينترنت نشستم و ديدم كه اين بخشي از يك اعتراض چندين ساله است. گويي چوپانان هر سال راهي مادريد مي‌شوند تا نسبت به تخريب محيط‌زيست و چراگاه‌هاي گوسفندان اعتراض كنند. اين اعتراض بخشي از اعتراض چوپانان به حفاظت نامناسب از قريب 78 هزار مايل مسيرهايي است كه در اسپانيا چوپانان در طول دوره چراي گوسفندان از آن‌ها استفاده مي‌كنند.[2] اين راه‌ها طبق قوانين اسپانيا تحت حفاظت هستند ولي در عمل به‌واسطه ساخت مسكن، راه و بقيه تأسيسات عمراني به حيطه اين راه‌ها تجاوز مي‌شود. در مجموع در سال 2006 دامداران مالك بيش از يك ميليون گوسفند و گاو به جنبشي پيوسته‌اند كه هدف‌اش اعتراض به اين تجاوزات و حفظ حقوق چوپانان بوده است. در ضمن چوپانان نسبت به  گرم شدن زمين و افزايش دي اكسيد كربن كه در درازمدت سبب تخريب مراتع و ناامني شغلي براي ايشان مي‌شود هشدار داده‌اند.

واقعا افتضاح دموكراسي به اينجا انجاميده كه نزديك دو دهه است به يك عده چوپان كه چيزي سرشان نمي‌شود – چوپان از گرم شدن هوا، افزايش دي اكسيد كربن، حفاظت محيط‌زيست و توسعه پايدار چه مي‌فهمد – اجازه مي‌دهد گوسفندان‌شان را هي كنند وسط شهر مدرني مثل مادريد. مادريد شهري با همه زيبايي‌هاي توريستي و رؤياهاي لاتيني، بايد ميزبان يك عده چوپان و گوسفند باشد. گوسفندها شهر را شلوغ مي‌كنند، ترافيك درست مي‌كنند، فهم هم كه ندارند و پشكل مي‌ريزند و كار شهرداري را زياد مي‌كنند، و وجهه ملي اسپانيا را پيش توريست‌ها و دوربين‌هاي تلويزيوني خراب مي‌كنند. تازه هنوز آثار گندكاري‌هاي امسال جمع نشده، سال بعد از راه مي‌رسد و دوباره روز از نو روزي از نو، ادرار مي‌كنند به در و ديوار شهر؛ ماشين شهرداري بيار و پشكل بار كن. اين‌ها همه مصيبت‌هايي است كه شهرداري مادريد از بابت دموكراسي متحمل مي‌شود. اگر اولين باري كه چوپانان دهاتي اين كار را كردند، گوسفندان‌شان را مي‌بردند كشتارگاه و لاشه‌شان را يك سوم قيمت مي‌فروختند، ديگر نه شهرداري به عذاب مي‌افتاد و نه شهر بوي آغل مي‌گرفت. بوي افتضاح دموكراسي هم در اخبار جهان نمي‌پيچيد.


[1] . http://www.iribnews.ir/VmkNews.aspx?ID=V580430

[2] . http://www.foxnews.com/story/0,2933,228922,00.html

|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در دوشنبه 4 آبان1388 و ساعت 11:3 | 
نظرخواهی درباره حذف صفرهای پول ملی

در خبرها از قول یک مقام بانک مرکزی آمده بود: «با طراحی سایت ویژه، برای حذف صفرهای اضافی از پول ملی از مردم نظرسنجی می‌شود.» از چند منظر می‌توان به این جمله فکر کرد و نکاتی را در آن مشاهده نمود.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در جمعه 3 مهر1388 و ساعت 19:49 | 
ققنوس علوم انسانی- قسمت اول

چندی است بحث شدیدی درباره علوم انسانی، جایگاه آن‌ها و مهم‌تر از همه اتهامات‌شان مطرح شده است. من شخصا معتقدم وقتی بحث درباره یک رشته از علوم از حیطه آکادمی خارج می‌شود و راه به سیاست می‌برد، مداخله در چنین بحثی بی‌فایده است. اما رؤیت برخی نوشته‌ها نیز چون سوهان روح آدم را می‌خراشد و شاید از سر غیرت علمی و نمی‌دانم چیزی شبیه به این باید حداقل چند جمله‌ای بنویسی تا از درد درونی و نعره‌های وجدان – که البته این روزها متاع کمیابی است – خلاصی یابی.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در پنجشنبه 26 شهریور1388 و ساعت 2:13 | 
برنامه کودک: مداخله در حریم خصوصی با منابع عمومی
علی صبح که از خواب برمی‌خیزد مستقیم سراغ تلویزیون را می‌گیرد. تا آن‌جا که می‌دانم برنامه‌های صبحگاهی کودک و نوجوان حدود ساعت 9 آغاز می‌شود. هر روز چشم‌مان به جمال خاله شادونه روشن و از شنیدن صدای بقیه شخصیت‌های کارتونی محظوظ می‌گردیم. قریب سه ساعت برنامه مخصوص کودکان از تلویزیون هر روز صبح پخش می‌شود. از ساعت 3 بعد از ظهر نیز برنامه‌های مختلف و در رأس همه برنامه عصر به خیر بچه‌ها آغاز می‌شود. دو سه نفر به همراه ململ تا ساعت 6 حرف می‌زنند.
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در یکشنبه 1 شهریور1388 و ساعت 16:20 | 
توليد فولاد و اعتماد اجتماعی

رئیس‌جمهور محمود احمدی‌نژاد در گفت‌وگوی ویژه تلویزیونی به تاریخ 29 بهمن 1387 آمارهایی از وضعیت تولید محصولات مختلف و البته آمارهای گسترده‌ای درخصوص موفقیت‌های کشور در دوره چهارساله دولت نهم ارائه کرد. برداشت‌های متفاوتی از این آمارها ایجاد شد و در واکنش به ارائه این آمارها، اسحاق جهانگیری وزیر صنایع و معادن در دولت محمد خاتمی، نامه‌ای سرگشاده به محمود احمدی‌نژاد نوشت و مدعی وجود تناقض‌هایی در آمارهای ارائه شده از سوی وی شد (نگاه کنید به: http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=39115). علی‌اکبر محرابیان وزیر صنایع دولت محمود احمدی‌نژاد خیلی سرد با نامه جهانگیری برخورد کرد و حتی مدعی شد ضرورتی برای خواندن آن نامه احساس نکرده است، با این‌حال گفته شد که وی دستور داده تا پاسخی به نقدهای جهانگیری داده شود. بالاخره پاسخ نقدهای جهانگیری توسط روابط عمومی وزارت صنایع و معادن داده شد (نگاه کنید به: http://www.parsine.com/pages/?cid=7925). نامه جهانگیری و پاسخ آن مفصل و قضاوت درباره همه مندرجات این دو نامه نیز کاری دشوار و فنی است. لیکن، اکنون پس از چهارماه، فرصتی ایجاد شده تا درباره یکی از مندرجات این نامه قضاوت کنیم. مسأله بر سر تولید فولاد کشور است.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در سه شنبه 30 تیر1388 و ساعت 1:31 | 
باز هم سقوط هواپیما
چه می توان گفت جز یک تسلیت ساده که دردی درمان نمی کند؟ و چه می توان انجام داد جز آرزوی صبری بی انتها برای بازماندگان حادثه سقوط هواپیما؟ و چه انتظاری می توان داشت از یک ناوگان هوایی فرسوده جز این که هر از چندگاهی کثیری را در غصه فرو برد؟ و از چه کسی می توان پرسید چرا؟ و این همه پرسش چه ارتباطی به غصه بی انتهای بازماندگان این حادثه دارد؟ راستی بازماندگان این حادثه چند نفرند؟ و کجایند؟ آیا بار دیگر خلبان بخت برگشته بی دفاع، از دل جعبه سیاه، مقصر بیرون خواهد آمد؟ و ...
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در چهارشنبه 24 تیر1388 و ساعت 18:30 | 
حاميان ميرحسين موسوي

يكي از خوانندگان وبلاگ، در كامنتي كه نوشته عبارت زير را ذكر كرده است:

رای به غیر از احمدی‌نژاد یعنی رای به فساد رای به اسلام آمریکایی یعنی رای به ملحدان یعنی رای به منافقان یعنی .....

فقط از جهت آگاه كردن خوانندگان وبلاگ كه البته اين روزها خودشان كامل در جريان امور قرار دارند، و براي نشان دادن اوج توهيني كه در اين جمله اين طرفدار آقاي احمدي‌ن‍ژاد وجود دارد، فهرست بخشي از افراد و گروه‌هايي را كه از ميرحسين موسوي حمايت كرده‌اند (صرفا بر اساس آن‌چه اين روزها در سايت‌ها منتشر شده است) در لينك‌هاي زير قرار داده‌ام تا مردم قضاوت كنند چه كساني را فاسد و ملحد مي‌خوانند. تا مردم بدانند گروهي كه قدرت را از آخرت‌شان بيشتر دوست دارند چگونه به همه به اين راحتي انگ ملحد، دزد و فاسد مي‌زنند.

بيانيه فرزندان شهداي سپاه و ارتش از ميرحسين موسوي

حمايت 1300 استاد دانشكده هاي علوم تربيتي 

 حمايت بيش از 400 روزنامه نگار از ميرحسين موسوي

حمايت 700 هنرمند موسيقي و هنرهاي تجسمي از ميرحسين موسوي

بيانيه ائتلاف كارآفرينان ايران اسلامي از ميرحسين موسوي

بيانيه حمايت 142 اقتصاددان از ميرحسين موسوي

بيانيه حمايت اعضاي هيئت علمي دانشكده هاي دندانپزشكي دانشگاه هاي تهران و شاهد

اعلام حمايت 120 استاد دانشگاه اميركبير

اعلام حمايت فرزندان شاهد از ميرحسين موسوي

اعلام حمايت برخي فرماندهان سپاه سابق پاسداران از ميرحسين موسوي

اعلام حمايت 83 گروه و حزب سياسي از ميرحسين موسوي

اعلام حمايت 700 حقوقدان از ميرحسين موسوي

اعلام حمايت 800 هنرمند سينما و تلويزيون از ميرحسين موسوي

اعلام حمايت 170 روزنامه نگار بوشهري از ميرحسين

اعلام حمايت 82 جامعه شناس از ميرحسين موسوي

اعلام حمايت 71 استاد علوم سياسي از ميرحسين موسوي

حمايت 6000 استاد دانشگاه از ميرحسين موسوي

و به اين افراد كه فقط ظرف نيم ساعت از سايتهاي مختلف پيدا كرده ام، ميليونها انسان را بيفزاييد كه در سفرهاي استاني به استقبال ميرحسين موسوي آمدند. شما قضاوت كنيد ببينيد اين ها همه دزد و فاسد و اسلام فروش هستند.

 

 

|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در سه شنبه 19 خرداد1388 و ساعت 11:43 | 
حمایت اساتید دانشگاه‌های مازندران از مهندس میرحسین موسوی

حمایت ۲۰۳ تن از اساتید دانشگاه های مازندران از مهندس میرحسین موسوی

بسم الله الرحمن الرحیم

 ملت بزرگ ایران

 مردم شریف استان مازندران

 اکنون که کشور در آستانه دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری قرار دارد و گزینشی بزرگ در راه تعیین سرنوشت همه مردم ایران پیش رو قرار دارد، حق داریم آگاهانه و با شناخت راهی که برای پیمودن تا تحقق توسعه پایدار و همه‌جانبه کشور در پیش است، رئیس جمهور آینده ایران را انتخاب کنیم. انتخابی آگاهانه‌ محقق نخواهد شد مگر آن‌که هر ایرانی به هر زبانی و از سر خیرخواهی دغدغه‌های خویش را درباره کشورش بازگو کند. استان مازندران یکی از استان‌های مهم این کشور است و در هر برنامه‌ای برای توسعه کلی کشور، شایسته است توجهی خاص به ظرفیت‌های این استان مبذول شود. ما به عنوان کسانی که از نزدیک و از دیدگاه علمی با مسائل این استان روبه‌رو هستیم و به عنوان بخشی از مجموعه نیروهای دانش‌محور و متخصص در سالیان گذشته زمان زیادی را صرف شناخت مشکلات استان در راه دستیابی به توسعه پایدار نموده‌ایم، بر خود لازم می‌دانیم تا اهم نکاتی را که دولت آینده باید در دستور کار خود برای توسعه استان مازندران و رفع دغدغه‌های مردم آن داشته باشد بیان کنیم.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در پنجشنبه 14 خرداد1388 و ساعت 8:52 | 
حمايت استاد حسين عليزاده از ميرحسين موسوي

دو سال پيش وقتي كتاب جامعه‌شناسي مصرف موسيقي من آماده چاپ مي‌شد و در نهايت به دلايلي به صورت كتاب ولي در نسخ محدود منتشر شد، در صفحه اول و تقديم كتاب نوشته بودم «تقديم به استاد حسين عليزاده به پاس نيم قرن تلاش براي موسيقي اين سرزمين». وقتي كتاب منتشر شد، در كمال تعجب ديدم كه رياست سازماني كه كتاب را منتشر كرده دستور داده‌اند اين صفحه حذف شود. نمي‌دانستم بايد به كجا شكايت برد وقتي سازماني فرهنگي چنين بي‌فرهنگي آشكاري از خود بروز مي‌دهد. احساس كردم حتي نمي‌شود از حسين عليزاده‌اي كه قطعه ني‌نواي او هنوز شايد بهترين نماد روزهاي سخت و دشوار انقلاب و جنگ است، و خدمات‌اش به فرهنگ و هنر اين سرزمين كم‌نظير است، در ابتداي يك كتاب تقدير كرد؛ پس از چه چيز مي‌توان سخن گفت؟

امروز در روزنامه كلمه سبز خواندم كه استاد حسين عليزاده در حركتي نمادين در برگه رأي نمادين صندوق سيار نوشته است «بــا درود بــه جـنـاب مـوسـوي. مـوسيقـي روح انسان است. انسان بي‌روح انسـاني مرده است. لطفا به حرمت‌هاي از دسـت‌رفتـه موسيقي توجه داشته باشيد.» غصه نرسيدن آن جمله تقدير من به گوش استاد عليزاده، سه سال است كه بر دلم مانده بود. با اين غصه، امروز به خوبي درمي‌يابم كه «به حرمت‌هاي از دست رفته موسيقي توجه داشته باشيد» چه معنايي دارد. حرمت از دست رفته است که نام یک موسیقیدان را در ابتدای کتاب بر نمی تابند.  

|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در سه شنبه 12 خرداد1388 و ساعت 13:32 | 
اصلاح نظام برنامه‌ريزي و مديريت مخارج بخش عمومي

چند برنامه ديگر مهندس موسوي براي اداره كشور ارائه شده است. در ضمن يك كاتالوگ الكترونيك هم از سوي ستاد ايشان ارائه شده كه به خوبي بيانگر ديدگاه‌ها و مشروح برنامه‌هاي ايشان است. اين كاتالوگ بر روي موبايل‌ها نيز قابل اجراست و به خوبي مي‌توان به كمك آن برنامه‌هاي مهندس موسوي را به مردم معرفي كرد (http://www.ghalamnews.ir/). در لينك‌هاي زير برنامه‌هاي جديد  آمده است.

اصلاح نظام بودجه ريزي و مديريت مخارج بخش عمومي

برنامه بخش كشاورزي

|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در سه شنبه 12 خرداد1388 و ساعت 13:2 | 
برنامه های میرحسین

این روزها رقبای میرحسین که دست خالی مانده اند به شدت بر بی برنامه بودن وی تأکید می کنند. البته این بخشی از استراتژی ستاد میرحسین بوده است که برنامه ها را زمانی ارائه کنند که فضای انتخاباتی شکل گرفته است و توجه ها به آن جلب می شود. آوردن همه برنامه های میرحسین در بخش های مختلف کار دشواری است و در اینجا امکان پذیر نیست. فقط برای اثبات برنامه محور بودن میرحسین و تیم اجرایی وی، و اثبات کذب بودن ادعای رقیبان او، لینک مربوط به برخی برنامه های اعلام شده از سوی میرحسین را در زیر مشاهده می کنید. کسانی که واقعا مایل باشند برنامه این کاندیدا را بخوانند خودشان دنبال خواهند کرد. در ضمن منصفان می توانند درباره این که کدام کاندیدای انتخابات در ایران تاکنون این مقدار برنامه قبل از انتخابات ارائه کرده است داوری کنند.

مشروح برنامه های اقتصادی دولت موسوی

برنامه ها و تعهدات میرحسین موسوی درخصوص زنان

برنامه های میرحسین درخصوص بخش حمل و نقل کشور

برنامه های موسوی برای تحقق دولت الکترونیک

گزاره های مهم رویکرد اقتصادی موسوی

بیانیه حقوق بشر و حقوق شهروندی میرحسین موسوی بیانیه حقوق شهروندی میرحسین به شدت در راستای توسعه سیاسی است که اصلاح طلبی ایرانی یک صد سال است به دنبال آن بوده است.

منشور دوازده گانه میرحسین درخصوص آموزش و پرورش

25 محور اصلی آموزش و پرورش در برنامه مهندس موسوی

برنامه مهندس موسوی برای مهار تورم

برنامه میرحسین موسوی در بخش ورزش

 

اگر واقعا می خواهید آگاهانه رأی دهید، برنامه همه کاندیداها را دنبال کنید. در ضمن بقیه برنامه های میرحسین موسوی نیز تا روز انتخابات به تدریج اعلام می شود.

 

|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در یکشنبه 10 خرداد1388 و ساعت 13:21 | 
محسن مخملباف و وطن

محسن مخملباف را از فيلم عروسي خوبان مي‌شناسم و به ياد دارم. بعدها با هنرپيشه، گبه، سلام سينما و ... بالاخره كتاب زندگي رنگ است، بسيار فكر كردم. مخملباف را با يك جمله بسيار زيبا به ياد دارم. زماني از او پرسيده بودند چرا زياد تغيير كرده‌اي؟ و در جواب گفته بود كاش به اندازه همه دنيا تغيير مي‌كردم. ذات اين دنيا تغيير كردن است. مخملباف از جنس همان آدم‌هاست كه از تغيير كردن نمي‌ترسد. روايت او از زندگي هم دوست‌داشتني است. يادم هست پس از دوم خرداد وقتي روزنامه جامعه منتشر شد، اگر اشتباه نكنم در اولين شماره‌اش مطلبي نوشته و از همه خواسته بود ديگر كسي آگهي ترحيم در روزنامه چاپ نكند و همه از زندگي بگويند.

مخملباف همان‌گونه كه خودش مي‌گويد بابت ساختن فيلم‌هايش چوب‌هاي بسيار خورده است و دست آخر به كار در دنيايي غير از وطن تن داده است. اما ثابت كرد دل او براي اين وطن مي‌تپد. دوستاني از من خواسته بودند متني درباره ضرورت شركت در انتخابات بنويسم. متن مخملباف را كه ديدم هر چه تلاش كردم نتوانستم چيزي بنويسم. كمي احيا شدم. احساس كردم در دنيايي كه مي‌شود به‌سادگي دروغ گفت؛ در دنيايي كه عبدالكريم سروش – كه ساعت‌هاي بسياري از عمرم را پاي نوارهاي شرح مثنوي او گذرانده‌ام و البته پشيمان نيستم – عنان قلم را چنان باز مي‌گذارد تا فحش‌نامه بسرايد، و محمد قوچاني و كثيري چون او جام انصاف را سر مي‌كشند و كينه‌ قي مي‌كنند، مي‌توان زيبايي انصاف را در متن محسن مخملباف يافت؛ و مي‌توان مسئوليت روشنفكر بودن را آموخت، و مي‌توان عزت وطن‌دوستي را به همراه داشت. مخملباف با اين متن نشان داد كه جفاي هم‌وطنانش در حق خويش را، با وفاي به عهدي كه در قبال وطن داريم، بايد پاسخ گفت. مخملباف را در اين متن دوست دارم و مي‌ستايم، زيرا احساس مي‌كنم «وطنش» را همواره بر دوش مي‌كشد و آرزوي شفيعي كدكني را محقق ساخته است. او وطنش را با خود برده است به هر كجا كه رفته است. دوست دارم بگويم:

وطن نه خاكي است كه در زير پاي ماست؛ وطن شعله‌اي بركشيده تا عرش قلب‌هاست.

آري بايد وطن را در قلب چون شعله‌اي كه مي‌سوزاند و درماني ندارد و سوزاندنش لذت‌بخش است، عزيز داشت. شما نيز در احساس مخملباف شريك شويد.

|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در چهارشنبه 30 اردیبهشت1388 و ساعت 17:2 | 
چرا ميرحسين كانديداي برتر است؟ قسمت دوم

اهميت مسأله منازعه ايران و آمريكا بر هيچ كس پوشيده نيست. به هر جناح سياسي در ايران كه تعلق خاطر داشته باشيد، فرقي در اهميت اين مسأله ايجاد نمي‌شود. حل مسأله ايران و آمريكا به عوامل متعددي ارتباط دارد. بحران در خاورميانه، منافع كشورهاي اروپايي، چيني‌ها، روس‌ها، اعراب خليج فارس، آن‌ها كه از تحريم‌ها عليه ايران سود مي‌كنند، اسرائيل و لابي‌هاي خاص در ايالات متحده و جناح‌هاي سياسي در ايران و آمريكا هر كدام به نحوي در اين مسأله سهمي دارند. بنابراين اصلا نبايد تصور كرد كه تغييرات در درون ايران مي‌توانند مهم‌ترين عامل در شكل دادن به ماهيت مسأله ايران و آمريكا باشند. اما تصور مي‌كنم يك نكته در داخل ايران وجود دارد كه نقش مهمي در سرنوشت اين مسأله دارد.

حل منازعه ايران و آمريكا، امتياز بزرگي است كه هيچ يك از جناح‌هاي سياسي مايل نيستند امتياز آن به نفع ديگري ثبت شود. زماني كه آلبرايت از ايران عذرخواهي كرد و شرايط به دليل وضعيت خاص دولت كلينتون در آمريكا به نفع برقراري رابطه مساعد بود، هر اقدام مثبتي به معناي امتيازي بزرگ براي دولت خاتمي به حساب مي‌آمد و لاجرم مسير حل مسأله بسته شد. به همين ترتيب، بازهاي ايراني شعارها و عقبه ايدئولوژيكي بنا كرده‌اند كه حل مسأله را به معناي ناقوي پايان يك دوره سياست خارجي ايدئولوژيك كرده است. ضمنا كبوترها نيز تمايلي به حل منازعه به صورت يكسويه از جانب راستگرايان ايراني ندارند. از همين‌رو واكنشي شديد به پيام‌هاي ارسال شده از سوي دولت نهم به طرف آمريكايي نشان دادند.

تصور مي‌كنم دولت احتمالي ميرحسين موسوي، تركيبي از بزرگان هر دو جناح سياسي را در خود جاي خواهد داد. به اين ترتيب، عملا امتياز حركت به سوي حل مسأله به پاي هر دو گروه نوشته خواهد شد. در ضمن ريسك‌هاي ناشي از اين اقدام نيز دامنگير هر دو خواهد شد. حل مسأله در چارچوب يك دولت ائتلافي زمينه‌هاي مساعدي براي كنترل عقبه‌هاي اجتماعي هر دو گروه فراهم مي‌آورد. بزرگان راست و چپ در كابينه قادر خواهند بود نيروهاي اجتماعي و سياسي حامي خود را براي يك فرايند گذار در سياست خارجي آماده و كنترل كنند (البته در همه اين شرايط نقش بقيه عوامل مندرج در معادله رابطه ايران و آمريكا به جاي خود محفوظ است). هم‌چنين شخص ميرحسين به دليل سابقه سياسي، شرايط سني و زعامتي كه بر همه حاضران در كابينه و حتي شخصيت‌هاي بيرون از كابينه خواهد داشت، مشي ميانه‌روانه و پتانسيلي كه براي استفاده از توان افرادي نظير سيدمحمد خاتمي در مسائل خارجي دارد، موقعيت مناسبي براي هموار كردن زمينه‌هاي گفت‌وگو و حركت به سمت حل مسأله دارد.

البته نبايد از ياد برد كه آمريكايي‌ها در بحران اقتصادي هستند و در هر دوره بحران، ميل نظام‌هاي سرمايه‌داري به مدارا افزايش مي‌يابد. از سوي ديگر اقتصاد ايران نيز به تدريج اثر سياست‌هاي اقتصادي چهار سال اخير و تركش‌هاي ناشي از بحران جهاني را احساس خواهد كرد و همين دو امر نقش به‌سزايي در ايجاد زمينه‌هاي دوري از سياست‌هاي افراطي در هر دو طرف ايجاد خواهد كرد. به نظر مي‌رسد انتخاب ميرحسين موسوي، در كنار بحران اقتصادي بين‌المللي، بحران اقتصاد ايران، بحران امريكايي‌ها در عراق و افغانستان و كاهش قدرت اقتصادي چين و كشورهاي خليج فارس در اثر شرايط بحراني، زمينه‌هاي مساعدي براي آغاز فرايند طولاني حل مسأله ايران و آمريكا ايجاد كند.

|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در چهارشنبه 23 اردیبهشت1388 و ساعت 16:15 | 
چرا ميرحسين كانديداي برتر است؟ (قسمت اول)

هميشه معتقد بوده‌ام آدم، بالاخص آن‌ها كه اهل دانشگاه، تحقيق و علم هستند، بايد براي كاري كه مي‌كنند يا نمي‌كنند نظريه داشته باشند. بايد بدانيم چرا كاري انجام مي‌دهيم يا نمي‌دهيم. آن‌چه در چند بخش خواهم نوشت، خلاصه ايده‌هايي است كه براي رأي دادن به ميرحسين و تشويق ديگران براي اين كار دارم.

ميرحسين، رهبر ائتلاف بازها و كبوترها

نظريه‌هاي جديد گذار به دموكراسي، بر پيدايش شرايط مصالحه ميان كبوترهاي سياست (دموكراسي‌خواهان بيرون از قدرت) و بازها (اقتدارگرايان قدرتمند) تأكيد بسيار دارند. به گمان من دولت ميرحسين موسوي، شرايط مصالحه‌اي نه چندان مذاكره شده و دلخواه ولي اجباري ميان اين دو گروه را فراهم كرده است. بازها به راحتي تن به مصالحه نمي‌دهند و اين جبر شرايط است كه آنان را در چنين وضعيتي قرار داده است. اگرچه بازها بر طبل موفقيت اقتصادي مي‌كوبند، اما اين وضعيت بيش از هر چيز محصول سرمستي باقيمانده از انفجار قيمت نفت و تأثيرگذاري ديرهنگام بحران اقتصادي جهاني بر اقتصاد ايران است. آگاهان اقتصادي مي‌دانند كه هنوز آثار ركود تورمي تماما آشكار نشده است، دلارهاي نفتي هنوز به خزانه سرازير مي‌شوند. عميق‌تر شدن بحران و آشكار شدن اثرات درازمدت انفجار نقدينگي در سه سال گذشته، بحران بازار مسكن و تأثير آن بر نرخ بيكاري و بيشتر شدن اثرات تحريم‌ها در درازمدت، شرايط نامناسب‌تري براي اقتصاد ايران رقم خواهد زد و به سختي مي‌توان اين اثرات را با رويه فعلي مديريت كشور كنترل كرد.

اگرچه همواره به پشتوانه مشروعيت داخلي مي‌توان در برابر فشار نظام بين‌المللي مقاومت كرد، اما توأمان شدن اثرات بحران‌هاي اقتصادي و تداوم فشار بين‌المللي، سرانجام پيش‌بيني‌ناپذيري دارد كه اگرچه مي‌توان به سرانجام خوش آن دل بست، ليكن عرصه سياست واقعي و محاسبه خطر، چنين گزينه‌اي را نامطلوب مي‌سازد. بازها به تعميق شكاف‌هاي ناشي از تداوم وضع موجود در بين خود نيز نگاه مثبتي ندارند. سيل انتقادها از شيوه مديريت كشور و بي‌توجهي به نظرات زعماي راستگرايان، در سه سال گذشته آشكار بوده است. در چنين اوضاعي، راستگرايان به گزينه‌اي براي تغيير انديشيده‌اند. طرح دولت ائتلافي محسن رضايي بارزترين شكل اين انديشه بوده است. بازها ترجيح مي‌دادند بازي انتخابات بدون حضور كبوترها و در رقابتي ميان رئيس جمهور فعلي و منتقدان راستگراي وي انجام گيرد. ليكن ورود سيدمحمد خاتمي به صحنه اين بازي را تخريب كرد. براي راستگرايان، ميرحسين گزينه‌اي به مراتب بهتر از محمد خاتمي است. وي نخست‌وزيري ارزشي است و اگرچه از اصولي سخن مي‌گويد كه با اصولگرايي همه اصولگرايان موجود فقط شباهت واژه‌اي دارد، ليكن به هر حال در گفتمان عمومي، پيروزي وي را مي‌توان اصولگرايانه جا انداخت.

ميرحسين در سن 68 سالگي، با سابقه نخست‌وزيري امام خميني (ره)، سخن گفتن از اصولگرايي، داشتن پايگاهي عميق در بخشي از بدنه نظاميان دوران جنگ، وجهه‌اي مذهبي و سابقه مبارزاتي، در صورت پيروزي، مي‌تواند ضربه‌اي سخت به اردوگاه بازها تلقي نشود. به هر حال پيروزي او سويه‌اي اصولگرايانه دارد و به اندازه پيروزي محمد خاتمي، گفتمان اصولگرايان را در محاق ناكامي فرو نخواهد برد.

اصولگرايان مي‌توانند اميد داشته باشند زعماي خود را كه نتوانستند در كابينه نهم براي آن‌ها جايي بيابند، در كابينه ميرحسين بيابند. از همين‌رو كساني از حضور قاليباف يا حتي لاريجاني و ناطق نوري در كابينه ميرحسين سخن مي‌گويند. بازها اميدوارند، به اين ترتيب در سايه دست‌آوردي قابل قبول از محل معارضه گفتمان اصولگرايي و اصلاح‌طلبي، سهم خويش را در قدرت كاملا نبازند و هم‌زمان با شيوه ديگري از مديريت كه در ميرحسين سراغ دارند، از مسير بحران‌هاي اقتصادي و بين‌المللي سر به سلامت برند.

كبوترها نيز مشي ميرحسين را به خود نزديك مي‌يابند. آن‌ها نيز مي‌دانند كه اصولگرايي ميرحسين از جنس مجلس هفتم، هشتم و دولت نهم نيست. حمايت سيدمحمد خاتمي از ميرحسين و نزديكي اين دو، ارتباط نزديك با مجمع روحانيون مبارز، جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين، و سهم اين گروه‌ها در برد احتمالي ميرحسين، وي را از جاي دادن بزرگان اين گروه‌ها در كابينه ناگزير خواهد ساخت. در يك محاسبه به سبك آن‌چه در نظريه بازي (Game theory) انجام مي‌شود، بردن بازي با خاتمي احتمال وقوع بيشتري داشت، اما دست‌آورد آن احتمالا در جريان درازمدت معادله قدرت در ايران، كمتر بود. همراهي با ميرحسين و سهم كمتري از قدرت، ليكن كار كردن در فضايي امن‌تر با مشاركت عقلاي راستگرا، دست‌آورد بيشتري خواهد داشت.

وضعيت حاضر و مصالحه كبوترها و بازها در قالب دولت ائتلاف ملي ميرحسين، محصول شرايط ساختاري نظام جهاني دولت‌ها (شرايط قدرت سياسي و نظامي بين‌المللي)، شرايط نظام جهاني بازار، اعمال سياست‌هاي داخلي در اقتصاد، بيماري‌هاي مزمن اقتصاد ايران، و بيم‌هاي ايجاد شده ناشي از تغيير تركيب قدرت سياسي نيروهاي شريك در حاكميت در اثر تحولات 4 سال اخير است. تنها ميرحسين است كه كبوترها و بازها بر توانمندي وي براي رياست كردن بر ائتلاف‌ اين دو گروه توافقي پنهان دارند. سيدمحمد خاتمي شايد از همين منظر حضور ميرحسين در صحنه انتخابات را كم‌هزينه‌تر مي‌دانست.

|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در چهارشنبه 16 اردیبهشت1388 و ساعت 13:22 | 
سؤالاتي نابه‌جا از ميرحسين؛ تعابيري نادرست از پاسخ‌ها

دانشجويي در جلسه سخنراني ميرحسين موسوي در مازندران از وي پرسيد: به صراحت بگوييد شما ديدگاه‌تان مشابه ديدگاه حسين كچوئيان است كه به انقلاب فرهنگي دهه 60 اعتقاد دارد، يا آن‌كه با تقي آزاد كه طرفدار آزادي دانشگاه است هم‌رأي هستيد.

ظاهر اين سؤال بسيار شفاف و صريح است و خواسته دانشجو صراحت است. اما اين سؤال در پس خود پنداري نادرست از جايگاه رياست جمهوري – هم به لحاظ حقوقي و هم به لحاظ شخصي – دارد. رئيس جمهور به لحاظ حقوقي قرار است نماينده 70 ميليون ايراني باشد. چنين برداشتي از جايگاه رئيس جمهوري بسيار فراتر از آن است كه رئيس جمهور خود را در ديدگاه يك استاد علوم اجتماعي – هر كس كه مي‌خواهد باشد – محصور كند. رئيس جمهور حتي اگر به‌لحاظ تئوريك به انديشه فردي ارادت داشته باشد، به‌لحاظ جايگاه حقوقي‌اش مجاز نيست خود را وابسته آن ديدگاه فردي معرفي كند.

از سويي ديگر، رئيس جمهور در جايگاه فردي كه يك رجل سياسي است، بايد با كثيري از افراد و ايده‌ها مرتبط باشد. هر آدم بزرگي كه 8 سال نخست‌وزير بوده، رئيس فرهنگستان بوده و ... به تناسب جايگاه شخصي‌اش با آدم‌هاي بزرگ و كوچك زيادي ارتباط دارد. اين بدان معنا نيست كه رئيس جمهور حتما بايد در يكي از قالب‌هاي برآمده از اطرافيانش بگنجد. مگر سيدمحمد خاتمي و آقاي ناطق نوري دوستان سياسي و داراي روابط دوستانه نيستند، و مگر تعداد زيادي از چهره‌هاي جريانات راست و چپ با بزرگان سياسي ارتباط ندارند؟ چرا از ايشان نمي‌پرسند شما كدام يك را قبول داريد؟

منطق اين سؤال ايراد دارد. وقتي چنين سؤالي طرح مي‌شود فضاي پرسش و پاسخ به اندازه‌اي نيست كه ميرحسين بتواند منطق پاسخ‌اش را آشكار كند. وي براي اداي احترام به جايگاه رئيس جمهور هم كه شده حق ندارد خود را منحصر به انديشه يك نويسنده كند. كدام رئيس جمهور دنيا خود را در چنين فضايي گنجانده است كه ميرحسين چنين كند؟ اصلا مگر يكي از انتقادات به رياست دولت نهم اين نيست كه خود در چارچوب انديشه برخي ايدئولوگ‌ها محصور كرده است؟

بهتر است كمي به سؤالات‌مان بينديشيم و بعد پاسخ كانديداها را در چارچوب‌هايي چون محافظه‌كاري و طفره رفتن از پاسخ دادن تفسير كنيم.  در ضمن پاسخ اين سؤال از درون مجموعه ايده‌هايي كه ميرحسين موسوي تشريح كرد به خوبي روشن است. كانديدايي كه از مخالفت با نگاه امنيتي به دانشگاه، جمع كردن دوربين‌ها، مخالفت با ستاره‌دار كردن دانشجو و آزادي بيان حرف مي‌زند، به نگاه كچوئيان نزديك‌تر است يا آزاد؟

|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در چهارشنبه 16 اردیبهشت1388 و ساعت 12:43 | 
تندروهايي با صداي كلفت

يك روز صبح از خواب كه بيدار شديد، صبحانه كه خورديد، لباس بپوشيد و سري به لوله‌كش محل بزنيد. از او بخواهيد لوله‌كشي فرسوده خانه‌تان را بازسازي كند و سروساماني به شيرهايي كه دائم چكه مي‌كنند، و ديوارهايي كه نم داده‌اند بدهد. حتما از شما يك هفته وقت خواهد خواست و اگر از اغنيا باشيد و بام برف‌گيرتان بزرگ، تا يك ماه كار خواهد برد. هر چه كار تميزتري بخواهيد هزينه زيادتري را بايد متحمل شويد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در سه شنبه 15 اردیبهشت1388 و ساعت 13:2 | 
خاتمي گفت...
بسياري در انتظار موضع گيري قطعي سيدمحمد خاتمي درخصوص كانديداهاي رياست جمهوري و انتخابات بودند. عبارات زير از اولين كنفرانس خبري خاتمي بعد از انصراف همه چيز را آشكارا نشان مي دهد (http://www.yaarinews.ir/default.aspx/n/1058/خاتمی-با-دفاع-قاطع-از-میرحسین،-از-پیروزی-«سخت-و-شیرین»-گفت).

گزيده سخنان سيدمحمد خاتمي

من هم واقعا جناب آقای مهندس موسوی را یك اصلاح‌طلب متدینی می‌دانم كه به اصول هم معتقد است. ... من می‌گویم تنها یك راه برای موفقیت وجود دارد. هم به كسانی كه به شخص من علاقه داشتند و هم به آن‌ها که به خاطر كشور و انقلاب‌شان به من علاقه داشتند عرض می‌كنم که تنها حضور همه‌جانبه مردم است كه می تواند پیروزی ما را تضمین بكند. ... ببینید اگر ما مشخص بكنیم كه چرا مردم می‌خواستند رای بدهند و هدف ما در این مرحله چیست، من فكر می‌كنم خیلی از مسائل روشن بشود. فكر می‌كنم دو امر مهم در این مقطع تاریخی وجود دارد، یكی این‌كه باید دولتی روی كار بیاید كه واقعا به حقوق مردم معتقد باشد، به حرمت مردم احترام بگذارد، به زندگی مردم توجه داشته باشد و قدرت استفاده بهینه را از امكانات داخلی و بین‌المللی برای ارتقا حیثیت ایران، وضع زندگی مردم و تقویت زیربناها داشته باشد. مساله دوم كه به نحوی به همان بخش اول مربوط می‌شود این است كه وضعیت موجود مطلوب نیست و متناسب با شان ملت ایران نیست و باید به سمت شرایط مطلوب بهبود یابد.

پیام من به هر كسی كه صدای من به او می‌رسد و به هر صورت علاقه‌ای به من دارد این است كه خواهش می‌كنم با همه وجود در این انتخابات سرنوشت‌ساز و تعیین‌كننده حضور به هم برسانید كه هرچه حضور پرشورتر باشد، نتیجه مطلوب‌تر خواهد بود. ...

آرزویم برای روز 22 خرداد پیروزی مردم و برگزار شدن یك انتخابات سالم و رقابتی است و چون می‌دانم در چنین شرایطی، نتیجه انتخابات چیست، همان نتیجه‌ای كه در اثر انتخاباتی سالم و آزاد و با حضور اكثریت مردم حاصل می‌شود، آرزویم است و امیدوارم که همین نتیجه به دست بیاید.

|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در چهارشنبه 2 اردیبهشت1388 و ساعت 12:58 | 
نظرسازی بی‌سوادان: اندر حکایت نظرسنجی رجانیوز

پایگاه اینترنتی رجانیوز روز سه‌شنبه 26 فروردین در مطلبی (http://www.rajanews.com/detail.asp?id=27205) می‌نویسد «براساس نتایج آخرین نظرسنجي انجام شده در 30 استان كشور، احمدی‌نژاد با 63 درصد فاصله زیادی با 2 کاندیدای اصلی دیگر یعنی مهدي كروبي و میرحسین موسوی دارد. همچنین کروبی با اختصاص 12،7‏ درصد آراء از ميرحسين موسوي با ‏8،4 درصد پيشي گرفته است‏.‏» رجانیوز در ادامه آورده است:


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در یکشنبه 30 فروردین1388 و ساعت 7:48 | 
مفهوم‌ترسی: واژه‌ها ترسناک‌تر از واقعیت

کی از واقعیت‌های جامعه ایران و شاید هر جامعه دیگری این است که واژه‌ها بسیار ترسناک‌تر از واقعیت‌هایی که همان واژه‌ها بر آن‌ها دلالت دارند به نظر می‌رسند. از ایران خودمان آغاز کنیم. سال‌های سال است که وقتی واژه‌هایی نظیر لیبرالیسم، سوسیالیسم، سکولاریسم یا حقوق بشر گفته می‌شوند، سیلی از مخالفت‌ها و محکوم کردن‌ها جاری می‌شود و به قول بزرگی، اکثریتی به عوض شرح گفته به جرح گوینده همت می‌گمارند. اما من می‌خواهم بگویم این واژه‌ها برای همه آن‌ها که درباره بدی‌شان می‌نویسند، محقق شده است.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در سه شنبه 11 فروردین1388 و ساعت 13:6 | 
دیدارهای سرزده مدیران

برخی مدیران عادت دارند گاهی به صورت سرزده از برخی مراکز بازدید ‌کنند. بدون شرح و تفصیل می‌شود چند نکته درباره این دیدارهای سرزده طرح کرد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در چهارشنبه 5 فروردین1388 و ساعت 22:57 | 
ما، اوباما و مدیران ارشد

این لحظات آخر سال ترجیحا باید درباره سال نو و اوقات خوش نوشت. اما ترجیح می دهم باز هم از چشم اندازی مقایسه ای درباره ما و دنیای اطراف بنویسم.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در جمعه 30 اسفند1387 و ساعت 13:38 | 
ما و نفت

هر سال 29 اسفند که می‌شود حتما باید درباره نفت حرف زد. فرقی هم نمی‌کند که سر سفره ما باشد یا نباشد، ناگزیر باید درباره نفت نوشت. خصوصا برای من نوشتن درباره نفت از نان سر سفره هم واجب‌تر است. چند سالی هست تحقیقاتی درباره ابعاد اجتماعی توسعه صنعت در ایران انجام داده‌ام و مهم‌تر از همه درباره دموکراسی و دموکراتیزاسیون چیزهایی می‌خوانم و می‌نویسم و مگر می‌شود همه این کارها را انجام داد و نسبت به 29 اسفند بی‌تفاوت بود.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در پنجشنبه 29 اسفند1387 و ساعت 10:27 | 
خاتمی، سیاست‌ورزی اخلاقی

سیدمحمد خاتمی در 20 بهمن 1387 رسما اعلام کرد که وارد عرصه مبارزات انتخاباتی برای انتخاب دهمین رئیس جمهور ایران شده است، و دیشب در بیانیه‌ای رسما انصراف از نامزدی خود برای مقام ریاست جمهوری را  اعلام کرد. این آمدن و رفتن می‌تواند مهم‌ترین خبر سیاسی روزهای پایانی سال 1387 باشد و قطعا تصمیمی تاریخی است. بی‌شک تاریخ درباره این تصمیم قضاوت خواهد کرد. سخن بر سر پی‌آمدهای این تصمیم بسیار است و مجالی دیگر می‌طلبد، لیکن جدای از هر عاقبتی، این تصمیم از منظری غیرسیاسی نیز قابل تحلیل است.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در سه شنبه 27 اسفند1387 و ساعت 10:4 | 
حافظ شیراز چه کارها که نمی‌کند

ایرانی‌ها شب یلدا فال حافظ می‌گیرند و حساب و کتاب یک سال دست‌شان می‌آید. مردم با حافظ همسر آینده‌شان را هم انتخاب می‌کنند و هر وقت از بخت بد، رفیق ناباب، بی‌پولی و بی‌وفایی یار صدای‌شان در می‌آید، دست به دامان حافظ می‌شوند. این جناب قدیم‌ترها کارهای دیگری هم می‌کرده که گویا سیروس شمیسا پته همه را ریخته رو آب و حالا کار به آن کارهایش نداریم. ولی اخیرا حافظ کارهایی می‌کند که کلا در مسلک عرفا انجام آن‌ها باب نیست. یادم هست سهراب سپهری یک زمانی گفته بود: و قطاری دیدم که سیاست می‌برد و چه خالی می‌رفت. یعنی این‌که عرفا کاری به کار سیاست ندارند. اما جناب حافظ گویا از این دست عرفا خسته شده و اخیرا الهامات سیاسی هم مخابره می‌کند. می‌گویید نه؟ شاهد دارم.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در شنبه 3 اسفند1387 و ساعت 20:3 | 
انتخابات در ایران و آمریکا: معجزه توسعه سیاسی

شاید از بخت و تصادف تاریخی باشد که انتخابات در ایران و آمریکا تنها در فاصله 9 ماه از یکدیگر صورت می‌گیرند و از همین‌رو امکانی برای مقایسه دو فرایند سیاسی حاصل می‌شود. این مقایسه نکته‌های قابل توجهی به همراه دارد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در جمعه 2 اسفند1387 و ساعت 10:13 | 
چاپ مقاله در ISI، نگرش تک‌عاملی و توهین به علوم انسانی

روز 23 آذرماه سایت تابناک به ذکر نکاتی از زبان دکتر عماد افروغ درباره چاپ مقاله در مجلات ISI پرداخت  و دو روز بعد دکتر غریبی[1] ریاست پیشین مرکز اسناد و مدارک علمی ایران پاسخی به این گفته‌ها دادند که هر دو مطلب نکات قابل تأملی داشت. لازم نیست تا استدلال‌های هر دو طرف را تکرار کنم، اگر دوست داشتید خودتان بخوانید و ببینید که شیوه استدلال کردن در این کشور بین اهل علم تا چه حد فرومایه شده است. اما به هر حال لازم است چند نکته را ذکر کنم.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در جمعه 29 آذر1387 و ساعت 11:20 | 
توفیق اجباری (10) – موسیقی نظامی، رستم‌التواریخ و یک دنیا سؤال

صبح روز دوشنبه است. از قبل به ما اطلاع داده بودند که امروز باید در مراسم صبحگاه شرکت کنیم. مراسم در محوطه بزرگ میان پادگان که جایگاه نیز در ضلع شرقی آن قرار گرفته بود انجام می‌شد بقیه کسانی که در مراسم حضور داشتند سربازانی بودند که دوره‌های ویژه را طی کرده و با نظم خاصی در میدان ایستاده بودند. در بین ما جماعت عضو هیئت علمی نظم متاعی نایاب بود. البته تقصیر نداشتیم. اولین بار بود که در یک مراسم نظامی شرکت می‌کردیم. به هر ضرب و زوری بود ما را برای ایستادن آموزش دادند. نزدیک به یک ساعت طول کشید تا صف و ستون‌ها به ترتیب قد مرتب شدند و بعد با چه زحمتی در گروهان‌های مشخص ایستادیم.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در شنبه 16 آذر1387 و ساعت 22:15 | 
جامعه بی‌اعتماد خطرناک

قریب یک ماه پیش بود که دوستی از فاش شدن اسرار ارتباط جنسی یکی از روحانیون با زنی و دست به دست گشتن فیلم این ارتباط سخن می‌گفت. دوست دیگری که همراهمان بود خیلی زود بسیار متأثر شد و بیش از همه از سرنوشتی که در انتظار آن زن نشسته است ابراز ناراحتی کرد. به راستی تأسف‌بار نیز هست. اما این فقط سرنوشت آن زن نیست که مایه تأسف و اندوه می‌شود، بلکه این سرنوشت احتمالی همه ما و جامعه خطرناک و مملو از بی‌اعتمادی ماست که بیش از همه رنجاننده و تهوع‌آور می‌نماید.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در پنجشنبه 30 آبان1387 و ساعت 22:26 | 
اوباما، ما با کی؟

اوباما رئیس‌جمهور آینده ایالات متحده آمریکا شد. چرا باید به این خبر بارها و بارها نگاه کنیم و دائم از خودمان سؤال‌های بسیاری بپرسیم؟ فکر می‌کنم از میان همه آن‌چه که می‌تواند اهمیت این خبر را نشان دهد، توجه به چند نکته جالب توجه است.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در چهارشنبه 15 آبان1387 و ساعت 19:52 | 
تابو، تحریف و آزادی بیان

همین یک هفته پیش بود که یکی از دانشجوهای کارشناسی ارشد از من پرسید چرا برای روزنامه‌ها نمی‌نویسید؟ دلایلی ذکر کردم ولی اصلا فکر نمی‌کردم خیلی زود بتوانم پاسخ قابل قبول‌تری ارائه کنم.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در دوشنبه 15 مهر1387 و ساعت 22:21 | 
طبقات اجتماعی و دموکراسی

مجلات علمی در ایران معمولا مخاطبان زیادی ندارند یا به علت اطلاع رسانی ناکافی مخاطبان از وجود آنها بی اطلاع می مانند. لذا برخی وقت ها خود نویسنده مجبور می شود منتشر شدن نوشته اش را به بقیه اطلاع دهد. به هر حال مقاله ای به قلم دکتر احمد رجب زاده و من در آخرین شماره مجله انجمن جامعه شناسی ایران (دوره هشتم - شماره ۲ - تابستان ۱۳۸۶) به تازگی منتشر شده است. خلاصه مقاله را در زیر آورده ام تا علاقمندان به جامعه شناسی تطبیقی-تاریخی یا دموکراتیزاسیون اگر مایل بودند به آن مراجعه کنند و ما را هم از نعمت نقد بی بهره نگذارند.

طبقات اجتماعی و دموکراسی: بررسی تطبیقی-تاریخی ایران، ترکیه و کره جنوبی

 مطالعات متعدد در تحقیقات جامعه‌شناختی درباره دموکراتیزاسیون بر نقش طبقات اجتماعی در گذار به دموکراسی یا تحکیم آن تأکید می‌کنند. برخی نظریه‌پردازان مانند برینگتن مور بورژوازی و برخی نظیر روشه‌میر و همکارانش کارگران را کارگزار تحقق دموکراسی می‌دانند. این مقاله مدعی رویکرد دیگری به نقش طبقات اجتماعی در دموکراتیزاسیون است و از رهگذر بررسی تطبیقی فرایند گسست دموکراسی در سه کشور ایران، ترکیه و کره جنوبی در سال‌های بعد از جنگ جهانی دوم، درخصوص فقدان منافع ذاتی از پیش تعیین شده برای هر یک از طبقات اجتماعی در دموکراسی استدلال می‌کند و معتقد است باید منافع هر طبقه اجتماعی را برساخته شرایط تاریخی خاص لحظه‌ای از تاریخ که درباره آن تحلیل صورت می‌گیرد دانست. با اتکا به این رویکرد، دموکراسی نه کارکرد کنش تاریخی طبقه‌ای خاص بلکه محصول تعادل قدرت نسبی طبقات اجتماعی دانسته می‌شود. چنین دیدگاهی، از رویکردی ساختارگرایانه به تحکیم دموکراسی طرفداری می‌کند.

مفاهیم کلیدی: دموکراسی، دموکراتیزاسیون، طبقات اجتماعی، ایران، ترکیه، کره جنوبی.

 

|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در پنجشنبه 11 مهر1387 و ساعت 10:56 | 
داستان تکراری سریال‌های تلویزیونی

مدتی است می‌خواهم درباره سریال‌های تلویزیونی ماه رمضان بنویسم ولی بیم داشتم به جوگیر شدن و همنوایی کورکورانه با فضای عمومی برخی رسانه‌ها متهم شوم. ولی بالاخره باید برخی مطالب را نوشت. از سریال مثل هیچ‌کس یا به قول علی کوچولوی خودم، سریال داداشی شروع کنم.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در دوشنبه 8 مهر1387 و ساعت 22:31 | 
تلویزیون و فقر

علی کوچک من بیش از همه به بیژو – قهرمان سریال سه در چهار – علاقه دارد. خوشبختانه رفتار هنرپیشه به حدی خارج از عرف و غیرواقعی است که علی هم تمایلی به تقلید کردن از او ندارد. معمولا سر شام فرصتی است تا این سریال را هم نگاه کنم، جسته و گریخته. اما در همین حد هم یک نکته به نظرم میرسد که سالهاست تلویزیون عامدانه یا بدون قصد خاصی به آن میپردازد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در پنجشنبه 20 تیر1387 و ساعت 14:47 | 
کیمیا و رستم

گزاره اول. شیمیدانها عمری است دنبال کیمیا میگردند و نیافتهاند.

گزاره دوم. وقتی فرزندتان را رستم نام دهید، ممکن است بعدا از او بترسید.

 

خب این دو تا گزاره چه ربطی به هم دارند؟ اولا که ضرورتی ندارد ربطی به هم داشته باشند. خیلیها از گزارههای بیربط نتایجی کاربردی – منظور اینکه به کار خودشان میآید – استنتاج میکنند. برخی هم گزارههای نظری استخراج میکنند تا بعدا کاربردیاش کنند (به همان معنایی که از کاربردی گفتم). پس انتظار شما برای ربط گزارهها به هم نابهجاست، خطا اینجاست.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در پنجشنبه 23 خرداد1387 و ساعت 20:59 | 
ماجرای کتیبه خارک: عاجز از شرح

هر روز در گوشه و کنار این کشور اشیاء باستانی بسیاری کشف میشود و بخشی از آنها تخریب میشوند، به خارج از کشور قاچاق میشوند، در انبار موزهها به امید روزی که بررسی و نمایش داده شوند باقی میمانند و بخش کوچکی نیز به موزهها راه مییابند. هر بار که خبری درباره این اشیاء و بالاخص وقتی خبر فرجام بد این آثار را میشنوم حس دوگانهای از افتخار و نفرت وجودم را میگیرد. اما اخبار مربوط به کتیبه هخامنشی خارک بیش از همه آزارم داده است. بیش از هر چیز این احساس ناشی از آن است که خارک را خوب میشناسم و احتمالا مفصلترین پژوهش اجتماعی را درباره این جزیره به قلم خودم نوشتهام. از همه دشواریها، کاستیها و مصیبتهای این جزیره مطلعم و از هر فرصتسوزی درخصوص این جزیره بسیار مهم سخت آزرده میشوم.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در پنجشنبه 23 خرداد1387 و ساعت 20:24 | 
مسافران عجیب

چند روز تعطیلی در کشور، فرصت خوبی بوده است تا عده زیادی از مردم شهر و دیار خود رها کرده و عازم شمال یا مناطق دیگر کشور شوند. بابلسر – جایی که من زندگی میکنم – و خیابان طالقانی این شهر – جایی که انبوه مسافران وارد شده به این شهر کنار خیابان اقامت گزیدهاند – فرصت مناسبی برای دیدن رفتار این مسافران است. به علاوه، حواشی مربوط به مسافرتهای این چند روز نیز نکات جالب توجهی دارد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در پنجشنبه 16 خرداد1387 و ساعت 19:49 | 
فدراسیون فوتبال و عرصه عمومی

اگرچه فوتبال را به عنوان تنها سرگرمی هیجانانگیز زندگیام دوست دارم و تقریبا تنها برنامه تلویزیون که نگاه میکنم، فوتبال است، اما با دنیای ستارههای فوتبال سر و کار ندارم و یادم نمیآید در تمام عمرم درباره زندگی و اخبار مرتبط با آنها کنجکاوی کرده باشم، ولی گاهی ستارهها مسائلی ایجاد میکنند که نکتههای قابل توجهی در بر دارند. این روزها علی کریمی خبرساز شده است و فکر میکنم بهتر است درباره این خبرها تأمل کنیم.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در چهارشنبه 1 خرداد1387 و ساعت 9:19 | 
جامعه‌شناسی به چه درد می‌خورد؟

یکی از خوانندگان وبلاگ یادداشتی برای من نوشته و مصرانه خواسته بود تا درباره جامعهشناسی و کاربردهای آن توضیح بدهم. قبلا جسته و گریخته به این بحث پرداخته بودم، اما اصرار این خواننده باعث شد تا این روزها بیشتر به جامعهشناسی و کاربرد آن بیندیشم و حاصل آن متن زیر است که البته در حد حوصله یک پست وبلاگ خلاصه شده است. در ضمن برای اجتناب از طولانی شدن مطلب، آنرا در دو پست ارائه میکنم. امیدوارم در پست دوم به سؤالاتی که از خواندن پست اول ایجاد میشود، پاسخ دهم.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در پنجشنبه 26 اردیبهشت1387 و ساعت 0:31 | 
درباره زندگی دانشجویی

یکی از آرزوهای من این است که درباره دوران دانشجویی خودم بنویسم. بالاخص درباره دوره دکتری و خاصه آنکه این چند ماه بعد از دفاعیه چنان اتفاقاتی رخ داده است که تصور میکنم اگر همه دکتریها با چنین وضعی روبهرو میشوند، پس قطعا نوشتن و تحقیق درباره زیست دانشجویی و وقایع بعد از آن میتواند بخشی از پاسخهای ممکن به پرسش از چرایی ناکارآمدی اهل علم و تولید اندک علمی در ایران را در بر داشته باشد. به هر حال، تصور میکنم باید درباره زندگی دانشجویی، تحقیق کیفی و عمیق انجام داد و پرسش درباره وضعیت امروز دانشگاههای ما را تا اندازهای از طریق تحقیق درباره احوالات زندگی دانشجویی دنبال کرد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در شنبه 21 اردیبهشت1387 و ساعت 0:26 | 
جامعه فاقد اعتماد

مقدمه

چندی پیش محمدرضا کلاهی (نویسنده وبلاگ قیل و قال) مطلبی درباره جامعه ایران نوشته و آنرا جامعهای چانهزن خوانده بود. خلاصه کلام او این است که در جامعه ایران، آدمها درباره هر چیز چانه میزنند – از تعارف کردن تا هنگام خرید. در کامنتی برای او نوشتم که تبیین خاصی از چرایی چانهزن بودن جامعه ایران ارائه نمیکند. آنچه در ادامه مینویسم به نوعی دنبال گرفتن بحث او درباره جامعه چانهزن است و معتقدم که ریشه جامعه چانهزن یا وصفهای دیگر این جامعه را باید در فقدان اعتماد نهادینه شده در آن جست و میکوشم تا توضیحی برای فقدان اعتماد در این جامعه ارائه کنم و البته خوب میدانم که این فقط یکی از عوامل محتمل است.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در چهارشنبه 7 فروردین1387 و ساعت 11:20 | 
عظمت بازیافته یا رؤیای دیکتاتور؟

«نظام شاهنشاهی کشور او کهنترین نظام شاهنشاهی در دنیا به شمار میرفت. دشمنان کجاندیش او گمان میداشتند که این نظام کهن با آغاز پادشاهی او به نقطه پایان رسیده و سرنگون خواهد شد. اما او با ارادهای آهنین به آنان ثابت کرد که سخت اشتباه میکنند. ... او میباید در برابر آزمندیها و سلطهجوییهای پرقدرتترین کشورهای جهان ایستادگی میکرد. ... گلولههای مرگآور آدمکشانی که اجیر شده بودند بارها به روی او آتش میشد و او به خواست خداوند از چنگال مرگ رهایی مییافت. ... میباید مبارزهای قهرمانی و سرسختانه را برای رهایی ملتش از زنجیرهای سنگین ارباب و رعیتی و بردگی پیروزمندانه به پایان میرسانید ... و او همانگونه که با ملت خود عهد کرده بود تا آن زمان که کشورش را از اسارت و فلاکت نجات نداد، اورنگ شاهنشاهی را بر سر ننهاد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در دوشنبه 5 فروردین1387 و ساعت 13:34 | 
آیا جامعه‌شناسی ناکارآمد است؟

اولین نوشته جدی من پایاننامه کارشناسی ارشدم بود که به بحث ناکارآمدی جامعهشناسی در ایران میپرداخت. این روزها بحث درباره ناکارآمدی علوم اجتماعی و علوم انسانی بسیار پررونق شده و حتی کار به مباحثات مدیران سیاسی درباره این علوم کشیده است. بنابراین گریزی نیست از اینکه بازگردم و دوباره درباره این مسأله تأمل کنم. البته این دعوت از بقیه نیز هست. مهمتر اینکه تصور میکنم این فقط جامعهشناسی نیست که در معرض این اتهامات قرار دارد و تفکر در این راستا میتواند بخشی از پرسش درباره ناکارآمدی بقیه علوم نیز باشد. سعی میکنم به جای طرح کلی این مسأله به چند سوال مشخص بپردازم. سوال اول: آیا جامعهشناسی به این دلیل که کاربردی نیست، کارآمد نیست؟


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در پنجشنبه 1 فروردین1387 و ساعت 23:23 | 
کارنامه امسال

بسیار سخت است که درباره کارنامه شخصی و وقایع مهم اجتماعی یک سال سخن بگوییم. اما معمولا کارنامهها را برای یک سال تهیه میکنند و من هم از این قاعده مستثنی نیستم.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در چهارشنبه 29 اسفند1386 و ساعت 12:59 | 
روزی مبارک برای جامعه‌شناسی ایران

امروز فرصتی فراموشنشدنی برای دیدن یکی از زیباترین صحنههای تاریخ جامعهشناسی آکادمیک ایران را از دست دادم. دوری از تهران این ناکامیها و دشواریها را به همراه دارد. امروز جامعهشناسی ایران از 4 مترجم برتر عرصه علوم اجتماعی تشکر و قدردانی کرد. آقایان دکتر باقر پرهام، دکتر عبدالحسین نیکگهر، محسن ثلاثی و دکتر منوچهر صبوری به خاطر خدماتی که با ترجمه برخی از مهمترین آثار علوم اجتماعی به این علوم ارائه کردهاند به عنوان برترین مترجمان جامعهشناسی انتخاب شده و از آنها تقدیر شد. این اقدام به چند جهت رویدادی بزرگ و مهم برای جامعهشناسی ایران به حساب میآید.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در دوشنبه 29 بهمن1386 و ساعت 23:32 | 
جامعه‌شناسی و برنامه نود

عادل فردوسیپور و برنامه نود در چند سال گذشته موفقترین برنامه صدا و سیما در زمینه نقد فوتبال و حاشیههای مرتبط با آن بودهاند. راه یافتن به این برنامه و استفاده از تریبون آن برای گفتن خیلی از حرفها، بسیار مهم و تابلوی تبلیغاتی خوبی برای گوینده و محتوای گفتههای اوست. این هفته عمده برنامه نود به بحث درباره حادثه ورزشگاه فولادشهر اصفهان و نابینا شدن یک سرباز نیروی انتظامی در اثر انفجار یک شیء انفجاری اختصاص داشت. علاوه بر فرمانده نیروی انتظامی اصفهان، مدیرعامل باشگاه فرهنگی و ورزشی سپاهان و آقای شاهحسینی رئیس کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال، که در برنامه حاضر شده بودند، گزارشگر تلویزیون به سراغ آقای دکتر فرامرز رفیعپور استاد جامعهشناسی دانشگاه شهید بهشتی نیز رفته و نظر او را برای تبیین جامعهشناختی حادثه جویا شده بود. نظرات او در سه قسمت تقریبا 5 دقیقهای در برنامه پخش شد. آنچه در پی میآید نقدی بر این بررسی جامعهشناختی است.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در سه شنبه 18 دی1386 و ساعت 20:11 | 
ما چگونه دکتر می‌شویم؟

روزی روزگاری ژان ژاک روسو تصمیم گرفت کتاب اعترافات بنویسد و در آن سرگذشت خودش را بی کم و کاست بیان کند تا بالاخره نوری به شناخت زندگی انسان بگشاید. این روزها که دارم به دفاعیه نزدیک میشوم و یواش یواش دارد 6 سال مصیبت دوره دکتری خاتمه مییابد، احساسی شبیه به آنچه احتمالا روسو تجربه میکرد و سبب شد اعترافات بنویسد، به من نیز غالب شده است. گمان میکنم باید من هم بنویسم که چگونه دکتر شدم.

همیشه وقتی این کلمه دکتر – بالاخص وقتی آقای دکتر صدایم میزنند – را میشنوم یاد معلم ادبیات دوره دبیرستان میافتم که دانشجوی دکتری بود در سن چهل و اندی سال و میگفت بالاخره باید این کلاه کاغذی را به سر داشته باشی تا حرفت خریدار داشته باشد، و راستی که ارزشش از آن کلاه کاغذی هم کمتر است. اما این کلاه کاغذی سرنوشتی دارد و چه کارها که نمیکند. این قدر مهم هست که فکر میکنم باید درباره رسیدن به این کلاه کاغذی نوشت. اول از همه باید از خودم شروع کنم.

این روزها دائم اخباری از پیشرفت علمی کشور به گوش میرسد، صحبت از جهش علمی است و رسیدن به مقام و رتبههای عالی در درجهبندی کشورهای جهان. تصور میکنم در کنار این همه اخبار مثبت باید به آدمهایی که دارند دکتری میگیرند و ظاهرا سردمدار دانش و دانشمندی میشوند نیز پرداخت. فکر میکنم باید مثل روسو نشست و گفت که داریم چه میکنیم و در دانشگاه چه میگذرد و بر سر علم چه میآید. این سؤال که ما چگونه دکترا میگیریم، دقیقا به این سؤال که در دانشگاه چه میگذرد، عاقبت علم در این کشور چه خواهد شد، و خبرهای خوش تا چه اندازه واقعی هستند ربط دارد. کاش بتوانم یک روز درباره دانشگاه، آنچنان که هست بنویسم. کاش همه دکترا گرفتهها و آنها که میانه راهند مثل روسو اعتراف کنند. شاید از رهگذر درک ساختاری که بر این اعترافات میتواند حاکم باشد و تحلیل مندرجات این اعترافات بشود فهمید که دانشگاه ما را چه شده است و عاقبت علم در اینجا چه خواهد بود.

|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در پنجشنبه 22 آذر1386 و ساعت 0:9 | 
کلاس آزاد، دمی با کلاسیک‌ها

این هم از بداقبالی‌های دانشجویان انسان‌شناسی دانشگاه مازندران بود که مجبور شدند درس نظریه‌های جامعه‌شناسی را سر کلاسی که من مدرس آن هستم بگذرانند. کم مایگی، بی‌تجربگی در این درس و این واقعیت که خودم هنوز درک عمیقی از نظریه جامعه‌شناسی ندارم، علت‌هایی است که برای این بداقبالی می‌توان برشمرد. مثل خیلی از جاهای دیگر که افراد سر جای خودشان نیستند و مثل بقیه عرصههای دانشگاه ایرانی که اصول آکادمیک در آن رعایت نمیشود، من هم به این نابهجا بودن تن دادم.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در یکشنبه 18 آذر1386 و ساعت 0:20 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar