تبليغاتX
سفر به دیگری - جامعه فاقد اعتماد

جامعه فاقد اعتماد

 

مقدمه

چندی پیش محمدرضا کلاهی (نویسنده وبلاگ قیل و قال) مطلبی درباره جامعه ایران نوشته و آنرا جامعهای چانهزن خوانده بود. خلاصه کلام او این است که در جامعه ایران، آدمها درباره هر چیز چانه میزنند – از تعارف کردن تا هنگام خرید. در کامنتی برای او نوشتم که تبیین خاصی از چرایی چانهزن بودن جامعه ایران ارائه نمیکند. آنچه در ادامه مینویسم به نوعی دنبال گرفتن بحث او درباره جامعه چانهزن است و معتقدم که ریشه جامعه چانهزن یا وصفهای دیگر این جامعه را باید در فقدان اعتماد نهادینه شده در آن جست و میکوشم تا توضیحی برای فقدان اعتماد در این جامعه ارائه کنم و البته خوب میدانم که این فقط یکی از عوامل محتمل است. جامعه ایران امروز را میتوان جامعه فاقد اعتماد خواند. جدول زیر نتایج تحقیقی را که در آبانماه سال 1384 و با نمونهای 5000 نفری در سطح ملی انجام شده است نشان میدهد.

 

طیف سنجش میزان اعتماد عمومی (درصد)

گویه

کاملا مخالف

مخالف

مردد

موافق

کاملا موافق

نمیدانم

بیشتر افراد جامعه ما قابل اعتماد هستند

1/17

9/44

2/13

7/18

7/1

3/4

در معاملات به اکثر حرفهایی که فروشندگان میگویند میتوان اعتماد کرد

2/18

9/52

1/14

5/9

3/1

6/3

روز به روز تعداد آدمهای راستگو و درستکار جامعه ما افزوده میشود

5/19

6/47

4/14

2/11

1

9/5

اکثر مردم ظاهر و باطنشان یکی است

1/21

9/53

7/11

8/7

2/1

9/3

 

اگر ستون درصد تجمعی مربوط به این جدول را محاسبه کنیم درمییابیم که به ترتیب در گویههای 1 تا 4 این جدول، درصد افرادی که گزینههای کاملا مخالف و مخالف را انتخاب کردهاند به ترتیب 62، 1/71، 1/67 و 75 درصد است. از سوی دیگر جمع درصد افرادی که گزینههای موافق و کاملا موافق را انتخاب کردهاند 4/20، 8/10، 2/12 و 9 درصد است. این دادهها – به علاوه نتایج دیگری که از این تحقیق حاصل شده – نشان میدهند که سطح اعتماد عمومی در ایران زیاد نیست. این بیاعتمادی را میتوان بر اساس دادههای همان تحقیق[1] به صورت تفکیک شده تحلیل کرد. به عبارتی میتوان میزان اعتماد به گروههای اجتماعی، سیاستمداران و ... را نیز از همان دادهها استنتاج کرد. تصور میکنم درباره این میزان بیاعتمادی میتوان دو گزاره ارائه کرد:

  1. هرگز تبیینی واحد و تکعلتی برای این میزان بیاعتمادی کفایت نمیکند.
  2. اگرچه میتوان از یک بیاعتمادی عمومی گسترده سخن گفت ولی میتوان بنا به عرصهای که بیاعتمادی در آن مشاهده میشود، علل خاصی برای بروز آن ارائه کرد که ضرورتا با دلایل بروز بیاعتمادی در بقیه عرصهها یکسان نیست. بنابراین باید علل بروز بیاعتمادی را در عرصههای مختلف به تفکیک بررسی کرد.

در ادامه سعی میکنم آنچه را که تصور میکنم علل بروز بیاعتمادی در برخی عرصههاست تشریح کنم. البته در چند پست.

 

بیاعتمادی و چانهزنی در خرید

چرا به هنگام خرید چانه میزنیم و میکوشیم تا کالا را به قیمتی کمتر از آنچه فروشنده ارائه میکند خریداری کنیم؟ ما به عادلانه و منصفانه بودن قیمت ارائه شده اعتماد نداریم. حتی وقتی فروشنده فاکتور خرید کالا را هم نشان میدهد باز هم اعتماد نمیکنیم. چرا؟

با بررسی تطبیقی دو وضعیت خرید میتوان نشان داد که این یک خصیصه فرهنگی مردم ایران نیست. همین مردم چانهزن ایران وقتی از فروشگاه شهروند، هاکوپیان و سوپر مارکتی که شیر بستهبندی شده ارائه میدهد خرید میکنند، اصلا چانه نمیزنند. حتی وقتی از بقالی محل خرید میکنیم و کالایی میخریم که «قیمت برای مصرف کننده» روی آن نصب شده و در بازار به قیمت مشخصی ارائه میشود باز هم چانه نمیزنیم. چرا؟

خرید از فروشگاه شهروند به این معناست که شما از یک کارمند که نقش فروشنده و نه مالک کالا و ذینفع در قیمت فروش را ایفا میکند خرید میکنید. به این طریق میدانید که چانه زدن با او معنا ندارد. اما بیمعنایی چانه زدن با کارکنان فروشگاه مانع شما نیست، بلکه شما به ساختاری که در پس این فروشگاه قرار گرفته و بر اساس فروش کلان خود به سود دست مییابد و به فروش بالاتر از قیمت واقعی کالاهای محدود برای سود کردن نیاز ندارد اعتماد میکنید. ما مطمئن هستیم که این کالا در شعبه دیگر شهروند نیز به همین قیمت ارائه میشود و نیازی نیست احساس کنیم با جستوجوی بقیه فروشگاهها مانع از فریبکاری فروشنده شویم.

فروشگاه شهروند و کلا فروشگاههایی که تفکیک بین مالکیت فروشگاه و کارکنان آن صورت گرفته است و کارکنان نفعی در ارائه کالاها به قیمت بالاتر ندارند در آنها صورت گرفته، مانعی در برابر چانه زدن ما هستند. ما با راننده تاکسی بر سر میزان کرایه، فروشنده یک گوسفند زنده، راننده یک دستگاه نیسان وانت که باری را حمل میکند و ... چانه میزنیم، اما حق ویزیت پزشک، پول نان، هزینه بلیط اتوبوس و ... را بدون چانه زدن میپردازیم. به این ترتیب اعتماد ما به ساختار فروشگاه، اعتماد به تفکیک مالکیت و فروشندگی و ... مانعی در برابر چانه زدن ماست. تصور میکنم هر قدر به سمت فروشگاههای بزرگ و توأم با غیرشخصی شدن نفع فروشنده پیش برویم، به میزان اعتماد ما افزوده شده و از میزان چانه زدن ما کاسته شود.

 

 



[1] . داده‌های این تحقیق به صورت عمومی منتشر نشده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 فروردین1387ساعت 11:20  توسط محمد فاضلی  |