|
|
|
|
|
شنیده بودم که سازمان تربیت بدنی بیانیه ای صادر کرده و حضور ورزشکاران در تبلیغات شبکه های ماهواره ای را ممنوع کرده است. در روزنامه ایران روز پنج شنبه مصاحبه ای با حسین رضازاده چاپ شده بود و تازه دریافتم که ماجرا مربوط به حضور او در تبلیغات یکی از بنگاه های معاملات ملکی در دوبی است. خلاصه استدلال خبرنگار آن بود که حضور رضازاده در این تبلیغ و درخواست وی از هموطنان ایرانی برای سرمایه گذاری در املاک دوبی به زیان اقتصاد کشور است و از دور از شأن رضازاده است که در چنین تبلیغاتی شرکت کند. در این زمینه چند نکته تأمل برانگیز وجود دارد. ۱. این آقای رضازاده همان کسی است که وقتی با پشنهاد ظاهرا ده میلیون دلاری ترک ها برای شرکت در قالب تیم وزنه برداری ترکیه مواجه شد قاطعانه جواب رد داد. ۲. آقای رضازاده در توجیه حرکت خود به این نکته اشاره می کند که مگر من چقدر درآمد دارم؟ درآمد مرا با فوتبالیست ها مقایسه کنید. من در آخر سالهای عمر ورزشم هستم و باید آینده ام را تأمین کنم. در ضمن گفته است که هنوز پاداش کسب مدال طلای بازی های آسیایی قطر را هم نگرفته است. ۳. همین یکی دو سال پیش بود که سر و صدای هر چی کارشناس و البته از بین مقامات مملکتی آقای شاهرودی رئیس قوه قضائیه درآمد که باید علل فرار سرمایه های به امارات و تأسیس هزاران شرکت ایرانی در این کشور بررسی شده و راه چاره ای برای آن اندیشیده شود. این سه نکته را که کنار هم بگذاریم می توان گفت: سیاست های کلان و هزار درد و مرض دیگر اقتصاد ما سبب شده است که سرمایه ها به امارات و جاهای دیگر فرار کنند ولی کسی به جد درباره آن ها سخن نمی گوید ولی سازمان تربیت بدنی برای تشویق به فرار سرمایه آقای رضازاده بیانیه صادر می کند. تسلیم شده رضازاده در برابر خواسته های مالی خودش و فکر کردن به تأمین زندگی و مقایسه کردن خودش با فوتبالیست ها نشان می دهد که انگیزه های وطنی و دینی که این یکی را به وفور در رضازاده دیده ایم در نهایت مدت زمان اندکی قادرند افراد را به چشم پوشی از منافع و تن دادن به برخی از خودگذشتگی ها وادارند. زمانی می رسد که پهلوانان نیز خود را با نعیم سلمیان اوغلوی ترک مقایسه کنند و از خود بپرسند چه چیز کم داشته اند که به یک صدم توانایی های مالی امثال خارجی خود نرسیده اند. این مسدله را قبلا در بین کارکنان صنعت نفت و خلبانان ایرانی نیز دیده بودیم که دیر یا زود جذب حقوق های مناسب آن سوی آب می شوند. از همه نمی توان انتظار داشت سوپرانسان ایدئولوژیک باشند. بی مایه فطیر!! در ضمن اگر ورزشکارهای همه دنیا آزادند که در تبلیغات شرکت کنند و درآمد داشته باشند چرا ما از این بخش دنیای مدرن مستثنی باشیم. تبلیغات و تجاری شدن ورزش نیز بخشی از موجودیت های کارکردی دنیای جدید است. آقای بکام سالیانه میلیون ها دلار درآمد تبلیغاتی دارند و مالیات هم می پردازند. مالیات و تبلیغات ورزشکاران بخشی از دنیای جدید است. ما از هر دو بی بهره ایم. این بیانیه ها و گزارش های روزنامه ای هم بخشی از ستیز ما با دنیای معاصر است. بخشی از تعرض ما به آزادی و حریم خصوصی آدم ها. بخشی از تعارض ما با منطق دنیای جدید. و از زبان آرمانگراهای شکست خورده می توان نوشت: چه دنیای بدی. رضازاده ها نیز عاقبت راه خود را می روند. مهم نیست که روی پیراهنتان چه می نویسید و مراسم عقدتان کجا برگزار می شود. افسون عقلانیت و دنیای جدید!!
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه 24 فروردین1387ساعت 9:5 توسط محمد فاضلی
|
|
||